هفته نامه SUN نوشت : انتشار خبر مربوط به پدر شدن يك پسر بچه 13 ساله در انگليس، مردم این کشور را انگشت به دهان کرده است .
الفي پتن پسر بچه 13 ساله انگليسي و شانتل استيدمن دوست دختر 15 ساله وي كه ساكن منطقه ساسكس در جنوب شرق انگليس هستند، صاحب یک عدد فرزند شدهاند . همین !!!!!



+
نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27 توسط مجید
|

آیا می توان در پس شامگاه آخری که از غیبت گفتن ها آغاز شد امید به طلوعی دوباره را جستجو کرد؟ آیا آن زمان کوتاه رویا بود یا خواب ؟ .... آیا امروز ، همان آرام ترین لحظه ی دلگیر کننده ی ناب ِ دنیاست ! ...... آیا برای این دلگیری ره ساده تری در پیش نبود ؟ ........ حال من مانده ام و این عذاب وجدان درونی ام ..... که چرا اینطور شد ؟ !!!!!!!!
+
نوشته شده در جمعه 1387/11/25 توسط مجید

با تموم شدن دهه فجر گفتم بیام و یه چیز متفاوت تر بنویسم . از خودم میپرسم مگر اینها سهمی در انقلاب عظیم مردمی نداشتند ؟ مگر اینها از همین مردم نبودند ؟ چرا باید خواص و عوام را باب کنند تا اینها و اکثریت مردم رو به بهانه عوام بودن نیازمند همیشگی قیم معرفی کنند ؟ !!!


+
نوشته شده در جمعه 1387/11/25 توسط مجید
|

ديروز كه در اقيانوس بيكران و كرانه مردم قطرهاي بيش نبودم و از ايراني بودن خويش ميباليدم و همراه با امواج صميمي مردم به سوي ميدان آزادي رهسپار بودم، در انبوه جمعيت ازدحامي عجيب در مقابل دانشگاه صنتعتي شريف مرا به خود آورد. قدري كه جلوتر رفتم، ديدم سيل جمعيت سيدمحمدخاتمي را در محاصره تنگ خود چنان قرار داده بودند كه نسبت به سلامت ايشان احساس خطر ميشد. ازدحام جمعيت چنان خاتمي را به اين طرف و آن طرف ميبرد كه وي از خود اختياري نداشت. آنچه كه مهمتر از ازدحام و فشار جمعيت به ايشان بود، دستهاي به فضا بلند شده و گره شده تعدادي در اين ميان جمعيت بود كه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه را سر ميدادند.
راستش را بخواهيد با شنيدن اين شعار آن هم در روز 22 بهمن آن هم در پيرامون خاتمي آنهم از كساني كه ريش و چادر و مقتنعه داشتند و پيدا بود از قشر متدين و معتقد هستند، مرا شوكه كرد. در اين حادثه هر چند ممكن است بعضي از دوستان خاتمي كه من هم از آنها هستم معتقد باشند كه از آن بايد در حد يك اتفاق ساده گذشت، اما باتوجه به ابعادي كه ميتوان بر آن مترتب داشت اين كمترين را نظري ديگر است:
1- اين جمعيت تصادفي گرد هم نيامده بودند نمونه كوچكي از گروههاي فشاري بوده و هستند كه در دوران خاتمي و كمي پس از آن شاهد ظهور و بروزشان بوده ايم. شكي نيست آنها پس از اعلام حضور آقاي خاتمي به اين نتيجه رسيدهاند هر جا ايشان ظاهر و حاضر شود عرصه را بر ايشان چنان تنگ كنند كه از آمدن و اعلام حضور خود پشيمان شود امري كه به رؤيا بيشتر ميماند تا واقعيت.
2- اين بار گروه فشار بر خاتمي دوره عمل خود را به جلو كشيده است و منتظر ثبت نام و شروع دوران تبليغات نامزدهاي رياست جمهوري نيست. از اين پس ميتوان پيش بيني كرد در هر كجا كه خاتمي حضور و ظهوري داشته باشد پاي اين گروه مخالف حضور وي نيز به آنجا كشيده خواهد شد.
3- تيپ كساني كه ديروز با احساسهاي آتشين شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه ميدادند و ردههاي سني آنها به جوانان بسيجي ميماند؛ همانها كه لباس سفيدها لقب گرفته بودند در ميان آنها شايد يك نفر بالاي 25 سال ديده نميشد كه نمايانگر اين امر است كه جنس آنها با بقيه اقشار مردم متفاوت است و در ميان ايشان حتي يك ميانسال ديده نشده و نخواهد شد.
4 - مفهوم شعار آنان هم ملاحظات خاص خود را دارد. چه كسي خاتمي را ضدولايت فقيه ميداند كه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه را سر ميدهد؟ خاتمي در هر دو دوره رياست جمهوري خود دفاع و حمايت بسيار قوي و اصيلي از ولايت فقيه داشته است.
چه كساني دايره معتقدين به ولايت فقيه را اينقدر تنگ گرفتهاند كه حتي خاتمي را نه تنها در محدوده آن نميدانند كه وي را مخالف آن هم ميدانند؟
كدام خاتمي؟ آن خاتمي كه هيچكس از او در اين مدت سخني كه از آن ـ حتي به كنايه ـ بوي تعارض آراي وي با رهبري به مشام برسد را نشنيده است. تفاوت، اما، ممکن است و اين امري معقول و منطقي است.
5- اين حادثه هر چقدر كوچك از ديدگاه آنان كه به كار تشكيلاتي معتقد بوده و هستند نمادي از يك امر سازماندهي شده است كه قطعا در پس آن هسته و هستههاي تصميم گيري وجود داشته و دارد.
به گمان اين كمترين اين بار حضور خاتمي به سادگي دوران پيشين نخواهد بود تا جايي كه ناچار باشد مانند دوره قبل که با نردبان از پشت مسجد به پشت بام آن برود و براي مردمي که در پشت درب بسته مسجدي ـ در اهواز ـ در خيابان سرپا ايستاده بودند از برنامههاي خود صبحت كند يا نام او را که به لحاظ ترتيب الفبا ميبايست در صدر نامزدها باشد، در انتهاي نامزدها آوردند و... براي تخريب شخصيت او ـ براساس اعتقاد به فلسفه ماكياوليسم اما در نوع شيعي آن! ـ كارناوال عاشورا درست كردند و گناه آن را به گردن او انداختند اين بار مخالفتهاي با خاتمي جنس و رنگ ديگري پيدا خواهد كرد. از حالا ميشود پيش بيني كرد كه خاتمي و طيف هوادار و طرفدار و دوستدار او كه در هرحال از همين مردمي بوده و هستند كه در خيابانهاي سرتاسر كشور به نفع انقلاب و تداوم آن شعار دادند، در اين رهاورد متحمل هزينههايي بسيار سنگينتر از گذشته خواهد شد كه بايد آمادگي تحمل و مقابله با آن را داشته باشند.
از حادثه هر چند كوچك ديروز نميشود به سادگي گذشت. گذشت ساده از اين حادثه عين سادگي است كه تمامي كساني كه دل در گرو اين انقلاب داشته و دارند را ميبايست نگران نمايد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/24 توسط مجید
|

احمد توكلي نماينده تهران و رئيس مركز پژوهشهاي مجلس در مقالهاي تحت عنوان «از قانونشكني دست برداريد» به عملكرد دولت نهم در اجراي قانون بودجه در سالهاي گذشته انتقاد كرده است: جمعبندی : قانون با صراحت تمام شكسته شد، مجلس در برابر اين قانونشكني آشكار سكوت كرد، ميلياردها دلار بيش از حد مجاز قانون، منابع ارزي تلف شد، آن همه آسيب از افزايش مصرف بنزين بر مردم تحميل شد. ..... حالا دست در جيب 70 ميليون كردهايد و در قيامت ضامن همه تبعات فقدان اين منابع هدر رفته در حساب ذخيره هستيد. نميدانم چه پاسخي خواهند داد.
ادامه این مقاله محکم و مستدل اینجاست
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21 توسط مجید
|

امروز سید عزیز رسما دستور برپایی ستادهای انتخاباتی را صادر کرد . باورتون نمیشه خواب تمام خبرگزاری ها و اشخاص مهم اردوگاه اصولگرایان ( ذوبی و غیر ذوبی ) پرید !! این رو میشه از اظهارنظراشون و کارناوال هایی ( مثل عصرعاشورا۷۶ ) که در نظر دارند فهمید . می گید نه ؟ یه نگاه به سخنان و نوشته هاشون بکنید . تا حالا تمام ترسشون این بود که خاتمی اعلام ورود کنه ! و دائم هم دنبال اخلاف انداختن بین این ۲ خردادی ها بودند . حالا اونها مودند و کاندیدای معظمشان : جناب محمود ۶۰ چی ...... برای دریافت فایل صوتی اعلام ورود سید محمد خاتمی اینجا را بزنید
EXCLUSIVE 
![]()

+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/16 توسط مجید
|

رسایی کیست ؟ آیا می دانستید او نماینده مردم طهران در مجلس است ؟!!! او کیست و چه پشتوانه ای دارد که اینگونه به سید می تازد و از عبای شکلاتی او می هراسد ؟ او کیست که با باب شدن نسنجیده کلمه ای گنگ به نام شاه سلطان حسین ـ سید محمد خاتمی را خطاب قرار می دهد ؟!!! به قول دوستی که از قم می گفت و از سردسته گروه فشاری که هادی غفاری آنها را رسوا کرد . این سردسته کسی نیست جز مرید مصباح یزدی ... حجت الاسلام رسایی ( دامت افاضاته ) . حالا چگونه آمده طهران و با چه تعداد رای نماینده مردم طهران شده .. پیدا کنید پرتقال فروش را !!!!! آیا :اگر خاتمی شعار آوردن نفت سر سفره ها را میداد و بعد زیرش می زد . اگر در زمان خاتمي كسي ساكنان اسرائيل را ملت اسرائيل و دوست مي خواند . اگر خاتمي دست مربي مؤنث خود را از روي دستكش مي بوسيد . اگر خاتمي در قطر در مراسم رقص افتتاحيه شركت مي كرد . اگر معاون خاتمي در تركيه در مراسم رقص افتتاحيه مي ماند . اگر در زمان خاتمي تيمهاي فوتبال دختر و پسر با هم مسابقه مي دادند . اگر خاتمي به بوش نامه مي نوشت . اگر خاتمي محرمانه با مقامات عاليرتبه آمريكا مباحثه!! مي كرد . اگر مشاور ارشد خاتمي گرين كارت داشت . اگر مشاور خاتمي موهايش را از پشت مي بست . اگر وزير خاتمي مدركش جعلي بود . اگر وزير خاتمي وزير 100ميلياردي داشت ............... آقاي رسايي خسته شدم ببخشيد باقيش بماند با شما.............

+
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/15 توسط مجید
|

«انتقاد از قدرت و حکومت نباید هزینه داشته باشد. اگر ما فریاد می کشیم از جمهوری اسلامی، از آزادی، از پیشرفت مردم در جامعه دفاع می کنیم برای این است که جمهوری حاصل انقلاب است و این نظام وجامعه باید به گونه ای محقق شود که الگوی برتر باشد.» «نمی شود یک جامعه فقیر، عقب افتاده و محتاج به اینکه دیگران به او کمک کنند داشته باشیم و توهمات در آن حاکم باشد بعد بگوییم جمهوری اسلامی داریم.» «الان هم که اعلام می کنم آمادگی این را دارم که در خدمت ملت ایران باشم؛ به هیچ وجه نگاه من به مقام و منصب نبوده است، بنده یک ذره آبرویی که دارم که خداوند به من داده است و آن هم از ملت بزرگوار است در برابر این اصرار از سوی بخش های مختلف جامعه برای آمدن من، آیا هیچ توجیهی دارم که آبرویم را مصرف نکنم؟» «خدایا تو خود شاهدی اندک سرمایه ای که مال من است، متعلق به ملت ایران است، در طبق اخلاص می گذارم و بقیه اش را به تو واگذار می کنم. البته از خداوند می خواهم مهندس موسوی در کارش تجدید نظر کند چون بیش از این نمی توان مردم را معطل نگه داشت.»

+
نوشته شده در شنبه 1387/11/12 توسط مجید
|

موسی قربانی عضو هیئت رئیسه مجلس هشتم و هفتم از اردوگاه اصولگرایان ذوب ولایت است . او در مصاحبه با اعتماد مصلحت مردم و مسلمین را در نیامدن میرحسین موسوی می داند ! کسی نیست به ایشان بفرماید تو مگر قیم مردمی ؟ مردم ایران قیم ندارند و نمی خواهند هم ! تو و امثال تو چکاره اید که مصلحت سنجی می کنید و ( بلا نسبت شما ) خود را چوپان گله معرفی می کنید ؟ برای اینکه چرندیاتش را بخوانید اینجا را ببینید

+
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/08 توسط مجید
|


دانشگاه زنجان و آن معاون معروف را یادتان هست ؟ اگر هنوز فیلم مستند دستگیری این معاون محترم توسط دانشجویان شجاع را ندید اینجا ببینید . اما بشنوید روایت حالا را از زبان سورنا هاشمي، دانشجوي دانشگاه زنجان :
پرونده رسوايي اخلاقي دانشگاه زنجان به کجا کشيد؟
در 25 خرداد ماه سال جاري تعدادي از دانشجويان با مطلع شدن از قصد معاونت دانشجويي و فرهنگي وقت دانشگاه زنجان براي تجاوز به يکي از دانشجويان دختر، تصميم به جلوگيري از اين عمل غير انساني گرفتند. آنها با رفتن به ساختمان اداري دانشگاه و دفتر معاونت درحدود ساعت6 بعد از ظهر، خارج از ساعت اداري، از حادثه ي شومي که در جريان بود جلوگيري کردند و معاون خاطي را تحويل حراست دانشگاه دادند.
در همين گير و دار دانشجوياني که در خوابگاه ها بودند از ماجرا مطلع و در حالي که شديداّ احساساتشان جريحه دار شده بود خواستار پاسخ گويي مسئولين در اين زمينه شدند.البته اين موضوع تازه اي در دانشگاه نبود و خيلي از دانشجويان از فساد اخلاقي معاون فرهنگي خبر داشتند.بعد از اينکه رياست دانشگاه در جمع دانشجويان حاضرشد، نه تنها نتوانست پاسخگو باشد، حتي به قول معروف به جاي آب نفت بر آيش ريخت! همان شب شوراي متحصنين با حضور نمايندگان همه تشکلها تشکيل وتحصن شروع شد و تصميم به تعليق امتحانات تا اطلاع ثانوي و دادن تضمين براي خواستهاي صنفي دانشجويان گرفته شد.در روز هاي آغازين تحصن، مسئولين از جمله دادستان زنجان و همينطور وزير علوم درصدد انکار قضيه بر آمدند که با واکنش شديد دانشجويان متوجه شدند.
بعد از اين موضع گيري ها، متحصنين از ورود کارمندان و اساتيد به دانشگاه جلوگيري کردند، دانشجويان در امتحانات شرکت نکردند و دانشگاه را تازمان پاسخگويي مسئولين به حال تعطيل درآوردند.تا اينکه يکي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس شوراي اسلامي (پروفسور نصيري) در جمع دانشجويان حاضر شد و براي پيگيري خواستهاي صنفي دانشجويان تعهد کتبي واخلاقي داد.ما هم به پيگيري مدني اين تعهد کتبي اکتفا کرديم وتحصن را پايان داديم اما بعداّ هيچ پيگيري موثري در به انجام رسيدن مطالبات از سوي ايشان شاهد نبوديم.
در اين پرونده مجموعا چند نفر دستگير شدند و براي چند نفر پرونده تشکيل شده است؟
مجموعاّ شش نفر، آقايان بهرام واحدي، پيام شکيبا، حسن جنيدي، آرش رايجي، دکتر صارمي(عضو هيات علمي) وهمينطور خود من مدتي در بازداشت بوديم و براي دستگيري عليرضا فيروزي نيز اقدام شد که ناکام ماند.
شما چند وقت در زندان بوديد و پرونده شما هم اکنون در چه مرحله ايست؟
جمعاّ 28 روز، 14 روز در سلول انفرادي وزارت اطلاعات زنجان و باقي هم در بند عمومي زندان زنجان.حالا هم با قرار وثيقه تا تشکيل دادگاه آزاد هستم..
وضعيت دانشجوي دختري که در اين پرونده حضور داشت چگونه است؟
از وضعيت آن دختر شجاع اطلاع دقيقي در دست نيست، ودر حال حاضر ايشان در دانشگاه حضور ندارند.
فرد متهم در اين پرونده در چه وضعي است؟
بنا به آخرين اظهار رسمي دادستاني جرم ايشان محرز شناخته و همچنين از وزارت علوم اخراج شده است. همچنين شايعاتي مبني بر تشکيل دادگاه ايشان ومحکوم شدن در جريان دادرسي وجود دارد.
وضعيت تحصيلي شما و ديگر دانشجويان درگير در اين پرونده چگونه است؟
متاسفانه مسئولين به آقاي واحدي به دلايل آموزشي حکم اخراج.اقاي فيروزي و بنده هم تاکنون بدون هيچ حکمي از تحصيل محروم شده ايم. پاسخ مسئولين درقبال اين اقدام کاملاّ غير قانوني گوياي بسياري نا گفته ها است که در اين برهه از زمان گريبانگير جاي جاي جامعه ي ما شده است. چندي پيش در جلسه ي پرسش و پاسخ در دانشگاه از رياست دانشگاه سوال شد که به چه دليل از تحصيل ما ممانعت کرده که ايشان جواب دادند: نهادهاي امنيتي پيشنهاد اين کار را داده اند!!
+
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/08 توسط مجید
|

به نظر من باورهای سیاسی کنونی مهندس موسوی و همراهان و اطرافیان وی اجازه نمی دهد مهندس موسوی دوباره همان سیاست اقتصادی (دهه 60) را پیاده کند. همراهان ایشان کسانی هستند که خیلی از آنها در دولت های هاشمی و خاتمی بودند و در زمان احمدی نژاد همه آنها کنار گذاشته شدند.اینها دوباره به مدیریت اجرایی مملکت باز می گردند.این افراد در این دو دهه خیلی پخته تر شده اند.بنابراین همکاران مهندس موسوی هم کسانی خواهند بود که نسبت به دهه 60 خیلی تحول پیدا کرده اند ". زیبا کلام در ادامه درباره توانایی مهندس موسوی در جذب آرای خاموش جامعه و رای تحریمی ها گفت:" در تیر ماه 84 هفده میلیون نفر به آقای احمدی نژاد و ده میلیون هم به آقای هاشمی رای دادند و حدودا بیست میلیون نفر هم رای ندادند. من اینجا بد ندیدم چکیده دومین مصاحبه میرحسین موسوی را هم ذکر کنم : “عده اي شعار عدالت را به ابزاري پوپوليستي براي جذب آرا و قلوب تبديل كرده اند” ... “در اين مدت تقريبا تمام كليدواژه هاي عدالت از ادبيات سياسي و اقتصادي ما حذف شده است. بدتر از آنكه ما منابع كمياب كشور را در خدمت اغراض سياسي و اهداف كوتاه مدت به كار گرفته ايم و به اين ترتيب غول فساد را در كشور بيدار كرده ايم.”

اما در مورد میر حسین موسوی این تردید ها یا توهم وجود ندارد.هر چند در دوران نخست وزیری میر حسین موسوی، امام و مجلس و آقای هاشمی از ایشان پشتیبانی می کردند اما مهندس موسوی خودش هم با آقای خاتمی فرق می کند. آقای خاتمی خیلی اهل عقب نشینی است .خاتمی هیچ جا قرص و محکم نایستاد. هر جا که جناح راست هجوم آورد، آقای خاتمی عقب نشینی کرد. به نظر من میر حسین موسوی در این مورد تفاوت های مهمی با آقای خاتمی دارد. مهندس موسوی این گونه نیست که از آنچه به خیر و صلاح مملکت می داند ،به صرف مخالفت دیگران عدول کند.
بخشی از آن 20 میلیون کسانی بودند که در دوم خرداد و در سال 80 رای داده بودند اما پس از آن دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکردند.
اینها کسانی هستند که ممکن است بگویند در مورد مهندس موسوی نمی توان قصاص قبل از جنایت انجام داد بلکه باید به او شانس داده شود و آنگاه عملکردش مورد قضاوت قرار گیرد. به همین دلیل شاید بخشی از این افراد به مهندس موسوی رای دهند.
ما کم و بیش آن 10 میلیون رای آقای هاشمی را داریم. بخشی از آن 17 میلیون(رای دهنده به آقای احمدی نژاد) هم به دلیل عملکرد احمدی نژاد دیگر به او رای نخواهند داد. اما این کافی نیست چرا که احتمال دارد آقای احمدی نژاد در روستاها و مناطق سنتی رای قابل توجهی بیاورد. بنابراین کلید انتخابات آینده ایران،همان 20 میلیون نفری هستند که 4 سال پیش رای ندادند.اگر ما نصف یا ثلث آنها را مجاب کنیم که به میر حسین موسوی رای بدهند،قطعا مهندس موسوی در انتخابات پیروز خواهد شد".
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07 توسط مجید
|

سید محسن تاج زاده گفتگویی کرده با آینده که به جهت مهم بودن آن به تفصیل در اینجا می آورم . مهمترین قسمت آن هم بحث ولایت فقیه است که تاج زاده با درایت تمام و زیرکی خاص خود جوابهای کاملی می دهد . جوابهایی که هر جابجایی در کلماتش باعث دردسر برایش می شد !!!! ما دهه اول خود را خط امام می دانستیم نه جریان ولایت مدار. زيرا هر دو جریان سياسي كشور رهبری امام را پذیرفته بودند و هر دو جناح نظريه ولایت فقیه را قبول داشتند. اين طور نبود كه فقط ما ولايت فقيه را پذیرفته باشیم. اگر چنين بود تفاوتی بین ما و موتلفه نبود. بين ما و اعضاي راست در سازمان نيز اختلاف نميافتاد. آنان خود را «شيعه تنوري» يا آنچه بعدها گفته شد «ذوب در ولايت» ميخواندند و ميگفتند اگر فقيه به ديوار سفيد گفت سياه است، شما بايد ذهن خود را بتراشيد و بگوييد من اشتباه ميكنم. اين ديوار سفيد نيست، سياه است چون فقيه ميگويد. ما در سال 59 زير بار اين نگاه نرفتيم. به همين دليل آنان ما را مسلمانان «غيرمتعبد يا عقلگرا» و خود را «متعبد» خواندند. متن کامل اینجاست

+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/03 توسط مجید
|
