تبليغاتX
پنجره ای رو به خانه پدری

               عطاالله مهاجرانی در وبلاگ خودش می نویسد :

در فرهنگ کهن ایران، واژه ی اندیشه برانگیزی وجود دارد: "خویشکاری"
یعنی هر کسی کار خودش را درست انجام بدهد...مثلا رییس جمهور مسئول اداره امور اجرایی کشور است. اصلاح امور جهان یا رهبری جهان اسلام به او ربطی ندارد. دادستان کل کشور بایستی نگران پرونده های قضایی و حقوق مردم باشد...مثل پرونده دکتر زهرا که در همدان در بازداشتگاه کشته شد...پرونده های دانشجویان...همین حسینیه شیراز و...اما دادستان کل در باره واردات عروسک بیانیه می دهد...وزیر کشور معمولا در باره مسایل اقتصادی مصاحبه می کند و از دستاوردهای اقتصادی می گوید...استاندار لرستان در باره این که ما جزو پنج کشور اتمی دنیا هستیم حرف می زند...
سال ها پیش رفته بودم به اردوگاه نگهداری بیماران جذامی در تبریز...خاطره غریبی بود...دیدن راهبه های اروپایی که سالیان سال است در خدمت جذامیان عمر می گذرانند و فارسی را هم با لهجه آذری حرف می زنند...رفتم مدرسه ابتدایی کودکان جذامی ها...مدرسه مثل یک زباله دانی در میان باغ بود...تار و غبار گرفته. کثیف، آن چنان که نفست بند می آمد...در دفتر مدرسه با مدیر مدرسه صحبت می کردم. گفت علوم سیاسی خوانده، شروع کرد به تحلیل مسایل ایران و جهان. گفتم:" می دونی مهمترین مساله جهان چیه؟"
چند مساله ای را بر شمرد. مدام می گفتم نه! از اون مهمتر هم هست. دست آخر پرسید :" کدوم مساله؟"
گقتم:" مدرسه باباباغی!" تو باید یه این مدرسه برسی. اگر به جای تو بودم. با کمک بچه ها مدرسه را جارو می کردم. رنگ می زدیم. از آموزش و پرورش کمک می گرفتم...تو برادر عزیز به درد این مدرسه نمی خوری. تو باید رییس بشی...
آن مدیر مدرسه باباباغی تنها نمانده است...
انگار مدرسه و مدیر تکثیر شده است...      

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/26 توسط مجید |

داشتم به فیلم مارمولک فکر می کردم دوباره !  ... فکر کنم تا ابد فیلمی همانندش ساخته نشه .

چه دیالوگها و چه صحنه هایی داشت . برای تجدید خاطره هم که شده با هم ببینیم و البته تکه های بیستش رو هم خیلی کوچیک  بشنویم  :       

     

 

 

 

 

برای شنیدن اولی اینجا  و  دومی اینجا  و سومی اینجا  و چهارمی هم  اینجا   کلیک کنید .

  ( البته نظرتون رو هم راجع به فیلم حتما بگین  )

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/26 توسط مجید |

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود

 

در هر ایستگاهی که قطار می ایستاد کسی گم میشد

 

قطار میگذشت  وسبک میشد

 

زیرا سبکی قانون خداست

 

قطاری که به مقصد خدا می رفت

 

عاقبت به ایستگاه بهشت رسید

 

پیامبر گفت اینجا بهشت است ومن

 

شادمانه بیرون پریدم

 

اما تو پیاده نشدی؟!

 

و من نفهمیدم...

 

قطار رفت  و دور شد

 

ومن از فرشته ای پرسیدم مگر اینجا آخرش نیست؟

 

گفت: نه   قطار به سوی خدا میرود

 

... و خدا به آن ها میگوید  درود بر شما  راز من همین بود

 

آنکه مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد

 

و من...

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/21 توسط مجید |

   

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گريز برايم نمانده بود
  

اين عشق آتشين پر از درد بی اميد
در وادی گناه و جنونم كشانده بود

رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشك های ديده ز لب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

رفتم كه گم شوم چو يكی قطره اشك گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم، كه در سياهی يك گور بی نشان
فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده های وحشی توفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم

ای سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير

می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم
مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسير

روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خويش
در دامن سكوت به تلخی گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

فروغ   در نامه‌ای که در سال ۱۳۴۳ در مجلۀ فردوسی به چاپ رساند، خطاب به کسانی که با ذوق نوشتن و شعر گفتن او برخوردی خصمانه داشتند و آن‌را حمل بر، برداشت‌های صرفاً مغرضانۀ خود می‌کردند، که البته دلیل اساسی آن برمی‌گشت به زن بودن فروغ، می‌نویسد: «...آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است، من به رنج‌هایی که خواهرانم دراین مملکت دراثر بی عدالتی‌های مردان می‌برند، کاملاً واقفم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها وآلام آنها بکار می‌برم. ...آرزوی من اینست که مردان ایرانی از خودپرستی دست بکشند و به زنها اجازه بدهند که استعداد و ذوق خودشان را ظاهر سازند.»

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16 توسط مجید |

در هند دو بار در سال مراسم عقد فقرا برگزار مي‌شود که هزينه آن را سازمان‌هاي خيريه پرداخت مي‌کنند . البته به نظرم از این ازدواج های دانشجویی و مراسمات دولتی ازدواج ما قشنگ تر برگزار میشه !

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/13 توسط مجید |

 

شما مي‌فرماييد زن و مرد در دين اسلا‌م برابرند و جايگاه زن در قرآن جايگاه والا‌يي است ولي در عمل، من به عنوان يك زن مدام با تضييع حقوقم در قوانين نوشته شده بر اساس اسلا‌م رو به رو مي‌شوم... ‌

-ما در بسياري از مسائل مانند ديه گفته‌ايم حتي بالا‌تر از آن ما مي‌گوييم زن مي‌تواند امام جمعه و امام جماعت و ولي فقيه بشود. شما ديگر چه مي‌خواهيد؟ اما اين وظيفه قانونگذار است كه بر اين اساس قانون وضع كند و اگر قانونگذار دلش نخواست كه اين قوانين را وضع كند، در آن صورت مقصر ما نيستيم.

در ادامه بحث جايگاه والا‌ي زنان در اسلا‌م و قرآن سوال ديگري هم دارم كه مربوط به سوره نساء است كه گويا توصيه‌اي در اين سوره به مردان شده است كه زنانتان را با چوب مسواک بزنيد!    - شما مكه مشرف شده‌ايد؟ ‌
 خير.
-خدا قسمت كند. اين چوب در مكه وجود دارد. چوبي است كوچكتر از همين خودكاري كه در دست من و شما است و اين توصيه هم به نظر بيشتر به شوخي و ايجاد الفت شبيه است تا زدن به معني تازيانه زدن. ‌

 

-بايد به روايتي كه در مورد اقرار زني در نزد امير مؤمنان در كتب روايي ما وارد شده كه شاهد محكمي است بر عدم حجيت علم قاضي در حدود، توجه نمود؛ چرا كه در اين داستان با آنكه با يك يا دو مرتبه اقرار براي قاضي علم حاصل مي‌شود، اما حضرت چهار مرتبه اقرار را لا‌زم دانست و علا‌وه بر آنكه بعد از دستور به تحقيق در مورد عقل زن و سلا‌متي او در هر مرتبه هيچ اقدام تأميني انجام نداد بلكه بعد از اطلا‌ع از حامله بودن زن به او فرمود برو تا وضع حمل كني و بعد از وضع حمل كه زن دوباره نزد حضرت آمد به او فرمود برو تا بچه‌ات بزرگ شود و راه و چاه را ياد بگيرد و بعد از آنكه از محضر امام خارج شد فردي به دليل ناآگاهي ـ كه متأسفانه عاملي از عوامل بدبختي‌ها است ـ ضمانت كرد كه از فرزند زن نگهداري مي‌كند زماني كه به محضر حضرت برگشتند با صورت برافروخته و چشمان غضبناك امام روبه‌رو شد؛ چرا كه حضرت مقصودش از آن كار اين بود كه فرد از اجراي حد بر خودش آن هم بعد از ثبوت در محكمه منصرف شود و برود و برنگردد.

 

حضرت آيت‌الله صانعي من سوالا‌ت ديگري هم دارم و عذر مي‌خواهم كه خسته شديد ولي به هر حال ما هم تا قم آمده‌ايم كه جواب سوالا‌تمان را از شما بگيريم. درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها حتما در جريان هستيد كه اخيرا سخت‌گيري‌هاي زيادي شده است. آيا اسلا‌م بر نوع خاصي از پوشش تاكيد دارد؟ ‌

-در مورد پوشش زن اسلا‌م تنها به بيان برخي قواعد و اصول اكتفا كرده است مانند آنكه زن بايد اولا‌: پوششي داشته باشد كه او را از نگاه آلوده حفظ نمايد و به تعبير شهيد مطهري باعث مصونيت او شود. ‌

-ثانيا: اجتماع نيز از فساد و تباهي مصون بماند كه به نظر اينجانب براي مرد نيز همين پوشش و به همين دليل لا‌زم است.

-ثالثا: شخصيت و كرامت و حرمت زن حفظ شود كه اگر ديده باشيد افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبي ولو آنكه از لحاظ ديني خود را آزاد مي‌دانند اما به دليل آنكه براي خود شخصيت قائلند با هر پوششي در اجتماع ظاهر نمي‌شوند اما در خصوص نوع و شكل پوشش، افراد آزادند كه هر چه مي‌خواهند بپوشند و اسلا‌م هيچ دخالتي در اين بحث نكرده و به عرف جامعه و تشخيص مردم واگذار كرده است. ‌
علا‌وه بر بحث چادر تغييراتي هم در نوع پوشش زنان و مردان با تغيير فصل ايجاد مي‌شود و در زمستان گذشته اين موضوع براي زنان دردسرساز شد. مثلا‌ اعلا‌م كردند كه به پا كردن <چكمه> براي زنان در حكم <تبرج> است و زنان حق ندارند چكمه بپوشند.
-چه مانعي دارد؟ در زمستان چكمه مي‌پوشند ديگر. در تابستان هم كلا‌ه‌هايي سرشان مي‌گذارند براي اينكه در آفتاب اذيت نشوند. چه اشكال دارد؟ تبرج اصلا‌ اين حرف‌ها نيست. تبرج آرايشي است كه ممكن است زني بكند و نعوذبالله بخواهد روسپي‌گري كند كه حالا‌ به آن وارد نمي‌شويم. <لا‌ تبرجن تبرج الجاهليت الا‌ولي> اشاره دارد به خودنمايي‌كردن... ‌
ريشه تبرج به لحاظ لغوي چيست؟ ‌
-من وارد اين بحث نمي‌شوم. نمي‌توانم. ‌
چرا حاج آقا؟ ‌
-براي اينكه امروز بحث حجاب زنان و مفاسد اجتماعي يك بحث سياسي شده است. فايده‌اي هم ندارد صحبت من. از طرفي ممكن است برداشت مجريان هم از تبرج با برداشت ما متفاوت باشد.
به همين دليل هم هست كه اظهار نظر شما خيلي فايده دارد. ‌
-من فقط مي‌گويم خودنمايي نبايد كرد. چه زن و چه مرد. خودنمايي زن براي جلب توجه مردان حرام و خودنمايي مرد هم براي جلب توجه زنان حرام است. والسلا‌م. ‌
پس بالا‌خره چكمه پوشيدن مصداق خودنمايي هست يا نه؟ ‌
-چكمه چه ربطي دارد به اين حرف‌ها؟ چكمه تبرج نيست. چكمه را مي‌پوشند چون برف مي‌بارد. !!!

 

                                 متن کامل را از  اینجا  بگیریر

 

خبر تکمیلی :انتقاد شدیدالحن شریعتمداری از آیت الله صانعی در روزنامه کیهان ۱۵  اردیبهشت

شریعتمداری در یادداشت امروز (یکشنبه) خود در کیهان با عنوان «این نظریه ازكجا آمده است؟!» با اشاره به گفتگوی اخیر آیت‌الله صانعی با روزنامه «اعتماد ملی» که طی آن این مرجع تقلید فرموده بودند: «ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلا‌می ضروری است اما نه به دلیل نسخ، بلكه بر همان مبنایی كه میرزای قمی(ره) فرموده كه حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (علیه‌السلا‌م) دارد»، انتقادات گسترده‌ای را به آیت‌الله صانعی که از قدیمیترین شاگردان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) هستند، مطرح کرده است. 

البته کیهان یادداشت خود را مستند به مصاحبه آیت‌الله صانعی با آفتاب دانسته است در حالی که آیت‌الله صانعی اظهارات مورد اشاره کیهان را در یک گفتگوی اختصاصی با روزنامه اعتماد ملی مطرح فرموده اند که این گفتگو حتی در سایت آفتاب منتشر نیز نشده است. شریعتمداری در این یادداشت با اظهار این مطلب که: «پیش از این نیز، به نمونه هایی از اظهارنظرهای آیت‌الله صانعی پرداخته و «بی پایه و اساس بودن» آنها و « مخدوش » بودن نظرات ایشان را نشان داده است»، می نویسد: «نتیجه این دیدگاه آقای صانعی دقیقا همان نظریه انحرافی «جدایی دین از سیاست» است كه تشكیل حكومت اسلامی را قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان علیه السلام، نه فقط غیرضروری، بلكه حرام می داند!».
مدیرمسئول کیهان در ادامه یادداشت خود نظر آیت‌الله صانعی را نه فقط مخالف نظر حضرت امام  بلكه در تضاد آشكار با نظر آن بزرگوار دانسته است بلکه این نظر را با مبانی اولیه و اصول بدیهی عقل و منطق نیز در منافات اعلام کرده است.
گفتنی است آیت الله‌العظمى صانعى که در 22 سالگى به مرحله اجتهاد دست یافته اند علاوه بر سالها تلمّذ در حوزه درس حضرت امام، از محضر اساتید بزرگى چون: آیة الله العظمى بروجردى، آیة الله العظمى محقّق داماد و آیة الله العظمى اراكى ـ رحمهم الله ـ نیز بهره برده اند و از سال 1354، رسماً تدریس خارج فقه را با كتاب زكات در مدرسه حقّانى (شهیدین) شروع نمودند . ایشان همچنین از سال 1358 با فرمان امام به عضویت در شوراى نگهبان درآمدند. حضرت امام در دیدار با رئیس دیوان عالى كشور و قضات شوراى عالى قضایى و شعب دیوان عالى كشوردر تاریخ 19/10/1361 در مورد ایشان فرموده اند: « من آقاى صانعى را مثل یك فرزند بزرگ كرده ام. آقاى صانعى وقتى كه سالهاى طولانى در مباحثاتى كه ما داشتیم تشریف مى آوردند، ایشان، بالخصوص مى آمدند با من صحبت مى كردند و من حظّ مى بردم از معلومات ایشان و ایشان، یك نفر آدم برجسته اى در بین روحانیون است و مرد عالمى است».
آیت الله‌صانعی همچنین مدتی با حکم امام خمینی به عنوان دادستان کل کشور مشغول به فعالیت بودند.

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/07 توسط مجید |

 

 مطلب جالبی تو کتاب " پدر مادر ما متهمیم " از معلم اخلاق  دکتر علی شریعتی خواندم که برای تنویر افکار عمومی و خصوصی می نویسم !!!

پدر - مادر ! تو دین " نه " به من دادی . من دختر تو بودم . راههایی که به من نشان دادی - پیشنهادهایی که داشتی - شکل زندگی و ارزشهای اخلاقی یی که به من ارائه کردی این است : نرو - نکن - نبین - نگو - نفهم - احساس نکن - ننویس - نخوان نه  نه  نه  ... ! اینکه همه اش نه شد ؟! من به دنبال دین " آری " هستم  که به من نشان بدهد که چه بکن - چه بخوان  و چه بفهم  به قول یکی از نویسندگان : وای به حال دینی که " نه " در آن بیشتر از " آری " است . و از تو یک " آری " نشنیدم

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/07 توسط مجید |

 

پس از درج مقاله " آواز دلفین ها "   که انصافا خوب هم نوشته شده بود حملات زیادی به اعتماد ملی و شخص کروبی شد . ( نویسنده خانم مسيح علي‌نژاد همانی خبرنگاری است که از مجلس هفتم اخراج شد !!! )

کروبی که تاب فشار بیشتر را نداشت مجبور به عذرخواهی شد وگرنه در اعتقاد او به این مقاله شکی نیست !

برای دیدن ادامه به اینجا بروید : آواز دلفین ها

البته امروز چهارشنبه نویسنده توضیحی برای خبرگزاریها فرستادند که اون هم جالب بود و برای دفاع از مقاله اشان بود. برای خواندنش از اینجا بگیرید !

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/02 توسط مجید |

 

 

علی رغم تمام بی مهری ها و ردصلاحیت ها  و تغییر قانون حداقل رای اکتسابی برای نماینده شدن باز هم 10 نماینده مانده اند .

 

رای ما به این 10 نفر حداقل می تواند پیامش این باشد که  اگر مجلس نمی تواند  رئیس جمهور  استیضاح کند ما با رائ امان می توانیم به آنها نه بگوییم  ! 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/01 توسط مجید |

 

در حالي كه در جهان پيرامون‌ انتخابات آزاد به عنوان فصل‌الخطاب تداول قدرت جاي خود را تثبيت كرده است و در اروپا، آمريكاي لاتين، آسيا و در همسايگي ما در تركيه و حتي عراق و افغانستان انتخابات‌هاي بالنسبه آزاد اخير معيار دست به دست شدن دولت و حاكميت بوده است، متأسفانه در جمهوري اسلامي ايران ، يكي از پر مسأله‌ترين انتخابات‌هاي دوران جمهوري اسلامي‌ در هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از سوي جريان يكدست حاكم برگزار گرديد

در اين انتخابات به طور آشكارا امكانات لشكري و كشوري و رسانه‌هاي عمومي و دولتي و نيز رسانه ملي از مدت‌ها پيش به طور كامل در جهت تبليغ جريان حاكم و تخريب رقباي آن در گسترده‌ترين صورت ممكن به كار گرفته شد تا فهرستي انتخاباتي خاصي را جا بيندازد و حتي در اين جهت با بهره‌برداري تبليغاتي گسترده از مواضع انتخاباتي مقام رهبري به سود حاميان دولت نهم از دو روز مانده به انتخابات و حتي در روز اخذ رأي با استفاده از شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما و شبكه ارسال پيام كوتاه دولتي تلاش در جهت القاي جهت‌گيري خاص به آراء عمومي پي گرفته شد

همه اين عوامل دست به دست هم داد تا به طور بي‌نظيري در اين انتخابات شاهد كاهش مشاركت مردم در انتخابات باشيم تا جايي كه از 49 ميليون واجد شرايط بالاي 18 سال اعلام شده از شوي مركز آمار ايران چيزي حدود 23 ميليون نفر يعني حدود 47 درصد در انتخابات شركت كردند كه اين ميزان مشاركت كمترين حد مشاركت در انتخابات مجلس در هشت دوره گذشته است. اين رقم در شهرهاي بزرگ و مراكز استان به چيزي حدود 30 درصد تقليل مي‌يابد و در تهران به عنوان مركز سياست كشور كه همواره سياسي ترين رفتارها را از سوي شهروندان آن شاهد بوده‌ايم به رقم 27 درصد مي‌رسد

در شرايطي كه جريان حاكم يكدست و يكپارچه اقتدارگرايي و تماميت‌خواهي را پيشه كرده است و درصدد است تمام روزنه‌ها را براي نقش‌آفريني و قدرت‌گرفتن منتقدان خود ببندد و يكصدايي را در كشور حاكم گرداند، ما ‌تنها راه ممكن را تجميع نيروهاي منتقد در قالب ائتلاف منتقدان وضع موجود مي‌دانيم و تلاش كرديم كه در اين مرحله در قالب ائتلاف اصلاح‌طلبان و حول اندك رقابت‌هاي ممكن در انتخابات مجلس تدارك لازم را در جهت صورت بخشيدن به ائتلاف جريان منتقد وضع موجود ببينيم‌.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/01 توسط مجید |