امروز صبح ساعت ۷ به سمت اهواز پریدم . الان هم در دفتر یکی از دوستان هستم و با هوای معتدل اهواز سر می کنم . جایتان خالیست ... از سرمای تهران فرار کردم این هم به تقاضای دوستی :

+
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/27 توسط مجید
|

چرا بعد از 28 سال بد حجاب مانده ای؟| ای بدحجاب برو بمیر !
حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا حسنی گفت: مومنین نود و نه ممیز نیم درصد و بد حجابان حق ندارند در رجعت به این عالم برگردند.
حجت الاسلام و المسلمین حسنی در خطبه های این هفته نماز جمعه ارومیه با اشاره به روایاتی در مورد رجعت انبیاء و امامان و مومنین در زمان ظهور گفت: مومنین نود و نه ممیزنیم درصد و بد حجابان حق ندارند در رجعت به این عالم برگردند.کسانی که یک ذره شن در جوراب و کفششان باشد حق ندارند برگردند.
حجت الاسلام و المسلمین حسنی با اشاره به زنان بد حجاب اظهار داشت: ای بدحجاب نمی دانم چرا بعد از 28 سال بد حجاب مانده ای برو بمیر خجالت بکش نمی دانم چرا شوهر ت از بد حجابی تو نمی میرد (مرگ بر بد حجاب توسط یکی از نمازگزاران) بارک الله ! اون یک نفر گفت کافی بود، دیگر نیازی نیست دیگران هم بگویند. !!!!!!!
موسیقی و آواز خوانی در بیان آیت الله شهید دکتر بهشتی :
آوازه خواني حرام نيست و هر نوازندگي حرام نيست. آن نوع از آوازه خواني و آن نوع از نوازندگي كه شنونده يا حاضران در يك مجلس را به گناه ميكشاند و اهتمام آنها را به رعايت قوانين پاكي و تقوي ضعيف ميكند و اراده آنها را براي گناه نكردن و به گناه آلوده نشدن سست ميكند و آنها را به شركت در فساد و گناه تشويق ميكند، اين نوع موسيقي حرام است. اما اگر آوازهخواني يا حتي موسيقيي هست كه اين اثر را ندارد، حرام نيست. اين رأي برخي ديگر از دانشمندان و فقهاست كه اين روايات را اينطور فهميدهاند. بنابراين درباره موسيقي در اسلام ميتوان اينطور گفت كه هر نوع آوازه خواني و هر نوع موسيقي كه شنونده را به شهوتراني و مخصوصاً به بيپروايي در گنهكاري ميكشاند و شنونده را براي ارتكاب فسق و فجور و كارهاي خلاف عصمت و پاكي و تقوي بيپروا ميكند و انگيزههاي شهوت را در او چنان برميانگيزد تا در ارتكاب گناه، خدا، قانون خدا، تعاليم پيغمبران، رعايت پاكي و تقوي و رعايت ارزشهاي عالي انساني را ولو موقتاً فراموش كند در اسلام حرام است. اين قدر مسلم است. اما نميشود گفت كه آوازه خوانيها و موسيقيهاي ديگر بهطور مسلم در اسلام حرام شده است.
اين را ميتوان به عنوان نظر قطعي اسلام درباره موسيقي گفت. اما آيا هر نوع خواندن و هر نوع نواختن كه اين اثر را نداشته باشد، به صرف اينكه خوانندگي است، ميتوان گفت حرام است يا نه مورد ترديد است. قدر مسلم اين است كه از مسلمات اسلام نيست و آن را به حساب رأي همه علماي اسلام و فقهاي اسلام و حتي رأي همه فقهاي شيعه هم نميشود گذاشت. اينها مطالبي است كه فعلا تا اين حد درباره موسيقي ميتوانم بگويم.
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/09/26 توسط مجید
|

با آقازاده های فرهنگی بيشتر آشنا شويم
بعد از بروز و ظهور طیفی از آقازاده های سیاسی و اقتصادی اخیرا نسل جدیدی از آقازاده های فرهنگی که عمدتا متولدین 1356-57 به بعد هستند به عرصه مسئولین فرهنگی !!! کشور پیوسته اند.
طیف وسیعی از این آقازاده ها در لایه های مدیریت - میانی فرهنگی آنجا که مستقیم با مردم روبرو هستند در حال به اصطلاح کار کردن هستند. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران یکی از نقاطی است که این آقازاده ها به تشخیص آقاهای ! خود مشغول به فعالیت در آن شده اند.
چه اینکه این سازمان با داشتن بیشتر از 300 مرکز فرهنگی در شهر تهران استراتژیک ترین نهاد فرهنگی است که درنظام (و نه در خط نظام) ! مشغول به فعالیت می باشد.
فریدالدین حداد عادل که به ابولمشاغل معروف است. فرزند رییس مجلس . وی هم اکنون مشاور رئیس و مسئول جشنهای رونمایی کتاب در سازمان است . شغلهای خارج از سازمان وی هم فراوان است سردبیری همشهری جوان ، مدیریت مدرسه و... معلوم نیست با این همه مشغله چه مشاوره ای قرار است به سازمان بدهد.
محمد روح الامین نجف آبادی فرزند رییس انستیتو پاستور ، پدر وی ازنزدیکان محسن رضایی و از دوستان باقر قالیباف شهردار تهران است. نامبرده وقتی قرار شد فرزندش با توجه به تغییر مدیریت سازمان از انجا برود شخصا نزد نوریان رییس سازمان رفت و نظر وی را برگرداند!
حامد سلیمانی فرزند سردار سلیمانی معاون نیروی مقاومت بسیج که از معاون قالیباف در زمان بسیج و از دوستان خانوادگی وی می باشد. ایمان شمسایی فرزند حاج حسین شمسایی مداح مخصوص و از نیروهای بسیار نزدیک هاشمی رفسنجانی که در انتخابات مختلف به نفع طیف هاشمی فعالیتهای فراوانی انجام می دهد. امین متولیان معاونت فرهنگی اسبق سازمان در زمان علی عسگری و مسئول شاخه دانشجویی ستاد قالیباف در انتخابات 84 داماد آقای فرشیدی وزیر مستعفی آموزش پرورش ، که اقدامات وی در طول تصدی این پست حساسیتهای فراوانی را در طیف نیروهای اصولگرا برانگیخت.وی پس از تسویه حساب و رفتن از سازمان 25 میلیون تومان به عنوان سنوات خدمت جهت 2 سال کار دریافت نمود.
محمد توکلی پسر احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی.عضو هیات مدیره موسسه آرمان تبلیغات شهر وابسته به سازمان فرهنگی هنری. نامبرده در زمان ریاست قبلی سازمان طی نامه ای به علی عسگری با عنوان شرکت (ط.ف) تحت پوشش روزنامه فردا جهت انجام پروژه "تبلیغات محیطی برای مناسب های تاریخی مذهبی سیاسی و... شهر تهران" به مدت 6 ماه مبلغ 93 میلیون تومان در خواست می کند که با موافقت فوری عسگری روبرو می شود و لیکن مدیر کل وقت روابط عمومی سازمان ضمن قبول نکردن ماجرا بر اثر فشارهای وارده مبلغ قرارداد را تا 27 میلیون تومان کاهش داد.نامبرده هم اکنون نیز دارای ارتباطاتی با روابط عمومی سازمان می باشد.
+
نوشته شده در جمعه 1386/09/23 توسط مجید
|

اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي چندي پيش با ارسال نامهاي به محسن ميردامادي دبيركل جبهه مشاركت نسبت به برخي از عملكردهاي اين حزب انتقاداتي مطرح كرد. این نامه با بازتاب فوق العاده سایتهای طرف دولت و صدا و سیما مواجه شد و کلی روی آن مانور دادند که میان اصلاح طلبان تفرقه افتاده !!! آيا به ياد داريد تندرويهاي خارج از ظرفيت جامعه و حكومت، از سوي حزب مشاركت و برخي احزاب همسو با شما، نتايج كنوني را براي اصلاحطلبان و كشور به وجود آورد؟ آيا به خاطر داريد كه مبدع "ترازوي وزنكشي" در انتخابات شوراها شما بوديد؟ و بدينترتيب 300 هزار رأي را بين سه ليست تقسيم كرديد و رقيب ناشناس و تازه از راه رسيده (حداكثر براي نفر اول ليست) توانست با 200 هزار رأي تمام كرسيهاي اداره پايتخت را تصاحب كند. جنابعالي در چند شماره آخر روزنامه شرق در مصاحبهاي اعتراف به اقدامات تندروانه كرديد و در قبال آن، تندروها را مانع عملي شدن اهدافي نظير رفراندوم خوانديد و مشي حزب مشاركت را از مسير اعتدالگرايانه حزب اعتماد ملي جدا دانستيد.
در ابتداي نامه گرامي مقدم به ميردامادي آمده است: مدتي است به بهانه پاسخ به برخي نظرها، فارغ از اينكه از جانب كدام جايگاه حزبي صورت گرفته باشد، در اكثر موارد از جمله سخنراني جناب آقاي دكتر محمدرضا خاتمي عضو محترم شوراي مركزي حزب مشاركت شاهد ايراد برخي اتهامات ناروا به جناب آقاي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي هستيم كه بيشترين بهره از اين ماجرا را صدا و سيما در جهت بهرهبرداري خاص سياسي از آن خود كردهاست.
گرامي مقدم از دبيركل حزب مشاركت پرسيده است: چگونه ميتوان پاسخهاي غيرمتعارف را در مقابل بيان نقدهايي كه در برابر فشارهاي متراكم اما مخرب به منظور تحميل نظريه ائتلاف بدون هرگونه پشتوانه سياسي به حزب اعتماد ملي وارد شد و در برابر آن دبيركل حزب اعتماد ملي نيز به برخي از دلايل اين اتخاذ موضع اشاره كرد، توجيه نمود؟ در حاليكه بازگويي دلايلي از قبيل راهبرد سياست تحريم انتخاباتي، جايگزين ائتلاف شود كه به نظر ميرسد كه با كاركرد حزبي، سازگاري ندارد و كمكي به نهادينه شدن فرهنگ حزبي نميكند، تمام ماجرا است.
سخنگوي حزب اعتماد ملي با انتقاد از موضع شاخه جوانان حزب مشاركت آورده است: جايي كه اين اظهارات حداقلي، دبيركل سابق حزب مشاركت و شاخه جوانان كه مريد ايشان هستند را عصباني كرده و با نسبتهاي ناروا در محافل سياسي پاي را فراتر از حد گذارده و به طور علني و با لحني دور از نزاكت، مطالبي را نسبت به شخصيتهاي برجسته نظام و اصلاحات نشر ميدهند. آيا مراد از اين اهانتها سرپوش گذاردن بر سهم بزرگ و انكار ناپذير اين حزب در به شكست كشاندن اصلاحطلبان در انتخابات شوراي دور دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم نيست؟
حضرتعالي واقفيد كه شكست خوردهايم و علم به آن، گامي عالمانه است و اما قبول بفرماييد كه غفلت از اين مهم، قافله اصلاحات را در غايت به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.
گرامي مقدم در ادامه از ميردامادي ميپرسد:
آيا چشمها را بر عقلانيت به كار رفته در رفتار سياسي تمام كساني كه هَمِّ خود را براي متلاشي نشدن اصلاحات و تفكر اصلاحطلبي به كار گرفتهاند، بايد بست؟ تاكيد كرده است: اگر نبود آن دورانديشيهايي كه شيخ اصلاحات در اين سه سال به خرج دادند، درمجلس هفتم نيز سويي از اصلاحات نبود و اين همه با مواضع اعتدالگرايانه جمعيت حامي دبيركل آن روز مجموع روحانيون مبارز بود و بس؛ كه امروز همفكران محترم شما در صدد بازگشت مجدد به عرصه قدرت و در قالب ائتلاف هستند.
نامه سخنگوي حزب اعتماد ملي در ادامه از مشاركت ميخواهد كه به آسيب شناسي عوامل شكست اصلاح طلبان بپردازند و ميافزايد:خوب است حال كه حزب مشاركت استراتژي ائتلاف را پذيرفته و عملا قصور و ناكاميها رابر عهده گرفته است، صادقانه اقدام به برپايي "همايش آسيبشناسي شكست اصلاحات" نمايد. كاري كه ميبايست به پيشنهاد آقاي كروبي، آقايان خاتمي و موسوي خوئينيها ميكردند كه آنگاه معلوم شود، مقصر كيست و مشكل كجاست؟ و براي حل مشكلات خودساخته چه بايد كرد؟ آيا با روشن شدن پاسخ به اين پرسشها مشخص نخواهد شد كه چه بايد كرد؟ اينكه راهبرد ائتلاف، گامي است براي پاك كردن صورت مساله، آيا طرح اين ناسزاگوييها براي دادن يك آدرس نادرست است؟
در ادامه اين نامه با اشاره به تخريب كروبي از سوي جوانان حزب مشاركت آمده است:جناب آقاي ميردامادي، برادر بزرگوار دو فرض را ميتوان متصور شد؛ نخست اينكه شما از اين گستاخيها و توهينها اطلاع داشتهايد؛ كه حتما دلايلي بر آن مترتب است ـ ازجمله بهزعم ما آن را بايد در عكسالعمل و همراهي نكردن رئيسمجلس ششم با رفتارهاي تند و تيز و نوع طرز تفكر شما تعريف كرد و شايد تلاشي ديگر در جهت انتقامگيري از انتخابات نهم رياست جمهوري كه امروز هنوز آتشهاي پركينه شعله بر شرارتهاي وسيع ميكشاند ـ ، و يا اينكه شما هم تصديق ميكنيد كه اينگونه رفتارها و سخنان، مصداق همان شعارها و عملكردهاي نسنجيدهاي است كه دائما محافظهكاران بر عليه اصلاحطلبان از آن سود ميجستند؛ به همين گواه، ما براي عدم سوءاستفاده و بهره نگرفتن رقيبان در باب مواضع جبهه مشاركت در انتخابات رياست جمهوري نهم، سكوت اختيار كرديم. نكته دوم: اگر از خبر منتشرشده توسط شاخه جوانان خود اطلاع نداشتهايد كه براي حزب مشاركت جاي بسي تأمل و تأسف است كه توان كنترل يك جزء از شاخههاي خود را ندارد و آن وقت مدعي است.
در ادامه اين نامه محرمانه گرامي مقدم خطاب به ميردامادي آورده: شخصيت جناب آقاي سيدمحمد خاتمي محبوب همه ايرانيان است و هواداران اعتماد ملي افتخار آن را دارند كه نه در قدرت از خاتمي عبور كردند و نه در خارج از قدرت؛ و مفتخرند براي جان گرفتن اصلاحات، ورود آقاي خاتمي به عرصه انتخابات مجلس هشتم را خواستار باشند، اما متأسفانه برخي مدعيان اصلاحات و مغزهاي مغرض نميتوانستند تحمل كنند كه خاتمي نبايد در ابتكار عمل باشد.
در پايان اين نامه نيز تاكيد شده است:انتظار اين است كه حال كه اعضاي 53 نفره شوراي مركزي حزب اعتماد ملي، براي همگرايي در درون طيف اصلاحات از مقابله به مثل ولو اميدواري هواداران امتناع ورزيدهاند و به همين قلم قاصر حقير اكتفا نمودند، بيش از اينكه به نقاط افتراق پرداخته شود، به تقويت اشتراكات در راستاي منافع ملي كه امروز بيش از هر چيزي نياز مبرم جامعه است، بپردازيم و جنابعالي بهعنوان دبيركل حزب مشاركت اقدامي جدي در زدودن رفتارهاي تند و پرخاشگرانه نمايند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22 توسط مجید
|

«سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق کشورمان بعد ازظهردیروز بعد از سه سال بار دیگر با شعار«صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد» هزاران دانشجو به دانشگاه تهران بازگشت . به گزارش خبرنگار نوروز، استقبال از مراسم سخنرانی خاتمی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزارشد،به گونه ای بود که علاوه بر پر شدن تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، راهروها و سالن طبقه اول این دانشگاه نیز مملو از داشجویان حامی خاتمی بود که سخنرانی وی را از طریق تلوزیونهای مدار بسته مشاهده می کردند. دانشجویان در تمامی زمان خاتمی، حمایت خود را از او با شعارهایی مانند «دانشگاه سنگراست خاتمی را یاور است»، «درود بر خاتمی، درود بر مصدق»، «سلام برخاتمی» و «صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد».همچنین عکسهای خاتمی و پلاکاردهایی که این شعارها بر آن نقش بسته بود، در دستهای دانشجویان دیده میشد. دانشجویان با دادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد»، «دانشجو بیدار است، از استبداد بیزار است» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، اعتراض خود را به برخی سیاستهای جناح حاکم و بازداشتهای اخیر دانشجویان اعلام کردند. سید محمد خاتمی طی سخنانش خواستار آزادی کسانی شد که به دلیل بیان اندیشه خود گرفتارشدهاند. وی همچنین به بررسی فضای سیاسی پیش از انقلاب پرداخت که بسته شدن روز به روز آن موجب فروکش حرکتهای مسالمتآمیز و پیدایش جریانات چپ و حرکتهای خشونت آمیزی که هزینههای زیادی را به همراه داشت. خاتمی در سخنانش ضمن دفاع از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات، بسیاری از دستاوردهای هستهای که در زمان فعلی اعلام میشود را حاصل کار دولت اصلاحات خواند و از سیاستهای دولت احمدی نژاد در عرصه خارجی انتقاد کرد. ریيسجمهور سابق کشورمان همچنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، آن را از بین برنده امنیت اجتماعی و اهانت آمیز نسبت به زنان و مردان دانست. از جمله سخنان ایشان را بطور خلاصه می توان گفت : اقتصاد صدقهای عدالت نیست كسانی كه می گویند دانشگاهها اسلامی نیستند بیخود می گویند در دولت اصلاحات معدل حضور زنان در مدیدیت میانی از سه درصد به 16درصد رسید در انتخابات كاندیدا نمی شوم طرح امنیت اجتماعی ضدامنیت اجتماعی است در 18 تیر دانشجو مظلوم واقع شد بسیاری از دستاوردهای هسته ای حاصل تلاش دولت اصلاحات است دوازده نفر چه حقی دارند به جای مردم تصمیم بگیرند !!! خاتمی در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اظهارات اخیر احمد جنتی دبیر شورای نگهبان درباره اصل برائت نامزدهای انتخابات ، گفت: اصل برائت یكی از مهمترین اصول فقهی اسلام و روش و منش پیامبر و بزرگان اسلام است و اگر بخواهیم مصادیق روشن آن را ببینیم فرمان هشت مادهای حضرت امام است كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و در آن بر اصل برائت تاكید شده است. وی افزود: مردم میخواهند به كسانی كه مورد توجهشان هستند رأی دهند،چه حقی داریم به جای مردم تصمیم بگیریم و كسانی كه مورد تأیید مردم هستند را از آنجا كه صلاحیتشان برای شش یا ١٢ نفر احراز نشده ردصلاحیت كنیم. خاتمی با بیان اینكه جرم و انحراف باید ثابت شود نه عدم انحراف، تأكید كرد: پس چه قدر باید به مردم بیاعتنا باشیم كه بگوییم اكثریت اشتباه میكند و چهار نفر درست میگویند؛ اصل بر برائت است و اصل بر برائت نشانه اعتماد به مردم است. اصل دموكراسی هم با اصل برائت مستحكم میشود و من امیدوارم كه به این مسأله در انتخابات توجه شود.





+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21 توسط مجید
|

جیبهای خالی احمدی نژاد و افسردگی بوش تایم، موضوع اصلی این هفته خود را به برنامه هسته ای ایران و همچنین عواقب انتشار گزارش آژانس های اطلاعاتی آمریکا درباره آن اختصاص داد.
هفته نامه آمریکایی تایم در اقدامی موهن، طرح جلد این هفته خود را با عکسی از احمدی نژاد که جیب های خالی خود را (به کنایه از نداشتن سلاح اتمی) نشان می دهد، به بررسی مسئله هسته ای ایران پرداخته است.
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/09/18 توسط مجید
|

«اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می آید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.» دكتر علی شریعتی در تاریخ 24 آبان اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران میآید. نیكسون به ایران میآمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را كه در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتای 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمی مینمود. مظلومیت قندچی به حدی بود كه حتی بعد از شهادت، به خانوادهاش گفته بودند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كردهاند. برادر شهید قندچی گفت: «بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كردهاند با خانواده شریعت رضوی و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم.» درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی كه هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود دكترای افتخاری حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكی از روزنامهها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشادهای به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانیها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستی از سفر میآید یا كسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد میشود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی میكنیم؛ آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه «آقای نیكسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی كردند.»
مصطفی بزرگ نیا - مهدی شریعت رضوی - احمد قندچی
+
نوشته شده در جمعه 1386/09/16 توسط مجید
|

انسان موجود خاصی است از پست ترین موجودات عالم خلق شده . از خاک آفریده شده (خاک مظهر پستی است) ، از گِل از حِمِاً مَسنون(گِل بوی ناک: لجن) ، از صَلصال کَالفَخّار یعنی گل رسوبی خشک شده. آدم از این آفریده شده از ماده ایکه میل به رسوب دارد ، مایل به ته نشین شدن؛ این لجن متعفن ته نشین شده ظرفِ روح خدا می شود. بنابر این آدم مساویست با لجن به اضافه روح خدا. روح خدا به چه معنا است؟ به معنای عالیترین و برترین ذات قابل تصور در همه وجود. پس انسان ، هرمن ، هر فرد انسانی ، عبارت است از یک انتخاب یک تردید میان یک قطب لجنی و یک قطب روح خدایی. فاصله یک بُعد انسان تا دیگر بعدش از منهای بی نهایت است تا به اضافه بی نهایت. این فاصله عظیم مسیری است که انسان باید همواره طی کند. انسان یک مهاجر دائمی است ، از لجن تا خداوند. و کلام انٌا لله و اِنٌا اِلَیهِ راجِعون به این معناست که آدمی از منهای بی نهایت و پست ترین و پایین ترین وجود مادی باید صعود کند تا آخرین پله وجود ممکن در هستی. و این فاصله که فاصله ای بی نهایت است و تکامل دائمی انسان را بیان می کند اسمش مذهب است و دین. بنابر این رسالت و ماموریت سنگین انسان ، طی کردن این راه عظیم است از لجن تا خدا . دکتر علی شریعتی
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/09/12 توسط مجید
|

بهشت زهرا، قطعه ۲۴۵





+
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/06 توسط مجید
|
