لغو تحریم فروش قطعات هواپیماهای آمریكایی به ایران؛ نتیجه سخنرانی خاتمی
«مجید انصاری» عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز كه اخیرا پیشنهاد پخش كامل سخنرانی «سیدمحمد خاتمی» در دانشگاه هاروارد را داده است، اعلام كرد: سخنرانی خاتمی در دانشگاه هاروارد و اعلام خبر كشته شدن شهروندان ایرانی بر اثر سوانح هوایی ناشی از تحریم فروش هواپیما و یا ارسال قطعات یدكی به ایران، موجب شد تا آمریكا تصمیم به رفع تحریم از تحویل قطعات یدكی هواپیما به ایران بگیرد. انصاری طی سخنانی در نشست كمیته اطلاعرسانی حزب جوانان ایران اسلامی افزود: بعد از این سخنرانی آمریكایی ها پیغام دادند كه بدلیل اثرات این سخنرانی كه بصورت مستقیم از سوی چهار شبكه تلویزیونی آمریكا پخش میشد، تحریم قطعات یدكی هواپیما را برمیدارند. عضو مجمع روحانیون مبارز یادآور شد كه این پاسخ آمریكاییها به سخنان خاتمی درحالی صورت گرفت كه وی در زمان سخنرانی، خاتمی رییس جمهور ایران نبود و به صرف شخصیت حقیقی خود به سفر رفته بود. انصاری با اشاره به واکنش دولتنهم به سفرهای خارجی خاتمی گفت: دولت به جای تقدیر و تشکر از آقای خاتمی اعلام کرد که بر داشته شدن تحریمها نتیجه مذاکرات و عملکرد دولت نهم است و حتی گفتند که دولت قبلی در این زمینه کمکاری کرده بود! حالا فکر می کنید تنیجه سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا چه می تواند باشد ؟ جنگ .تحریم.فشار بین المللی بیشتر یا ... ؟
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/26 توسط مجید
|

مجله امریکایی رادار در شماره نوامبر ۲۰۰۷ ( که دیروز منتشر شد ) عکسی از ۳ نامزد آینده امریکا در صفحه اول خود آورد که می تواند پیامدهای وخیمی به بار آورد . این عکسها متعلق به هیلاری کلینتون نامزد دموکراتها و باراک اوباما نامزد جمهوریخواهان و رودی جونیالی است. در هر صورت همه شانس هیلاری کلینتون را بیشتر از بقیه می دانند . حال آیا این عکسها تائید میشن یا نه نمی دونم ! ( اما یه کم سانسورش هم کردم ! )
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 توسط مجید
|

این هم از ترانه درخواستی عزیز دل برادر : و این یکی هم هدیه من : ترانه خاطره انگیز غروب پائیزه
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/22 توسط مجید
|

اگه مشکلی نباشه فردا باید عید را احتمالا ظهر اعلام کنند !!! اما بد نیست راجع به پایان ماه رمضون بگم که در بین دعاها امام صادق یک جا میگوید: خدایا چشمت را از من برندار ولی به من همیشه نگاه مهربانانه داشته باش. هر چه گناهم سنگین باشد ولی تحمل نگاه غضب آلودت را ندارم. من خدا را دوست دارم. در دعای ابو حمزه که عاشقانه ترین راز و نیازهاست که باید حتما بخونین ( مخصوصا دوستان دل انگیز )هم امام سجاد میگوید: خدایا درسته خیلی گناه و معصیت می کنم ولی خودت میدانی به قصد لجبازی با تو گناه نمی کنم. پس خدایا لاتذکرنی بخطیئتی، یعنی خودم از همه ی گناهانم شرمنده ام، تو هی گناهانم را به یادم نیار و هی آنها را یادآوری نکن. این ماه پر معنویت در حال وداع کردن است. کاش آخرین رمضانمان نباشد. راستی عید فطرتان هم مبارک ! راستی متوجه شدم سید عزیزم محمد خاتمی شنبه ۶۴ ساله می شود که این تولد رو که مصادفه با عید فطر از طرف همه دوستان وبلاگم به محضر شریفشان تبریک می گویم . تولدت مبارک رئیس جمهور قلبی ما

![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/19 توسط مجید
|

چیدن میوه ممنوعه ... حکایت داستان آدم و حواست ... آنجا که حضرت آدم در مکر زنش وادار به چیدن سیب درخت بهشتی می شود و از بهشت رانده می شود ... گاهی باید به بعضی چیزها به چشم این میوه نگاه کرد ... مثل حاج یونس فتوحی که بعد از سالها عبادت ره به دل می زنه ( بعضیها هم میگن کار غیر شرعی نکرده که ... ) و عاشق میشه ! و به قولی سالها عبادتش را زیر سئوال می بره ! نکته ای که نباید مخفی بمونه علت این قضیه است که کسی نمی گه چرا و چطور حاجی ما به این روز افتاد ... البته در گوشه ای دختر کوچک به مادر میگه علت رو ولی در فیلم گم میشه ! رويداد اصلي «ميوه ممنوعه» جدال شخصيت «يونس فتوحي» با نفس است و از محاسن آن اين است كه تمام رويدادهاي فرعي را بدون كاهش ارزش مستقل آنها به اين رويداد اصلي نزديك مي كند.يونس فتوحي، يك شخصيت پيچيده است كه در عين حال ساده ارايه مي شود. اين شخصيت از ابتدا تا انتهاي داستان به طور كاملاً متضادي تغيير مي كند و متحول مي شود. در واقع اين شخصيت دو وجه كاملاً متفاوت از رفتار را با تكيه و تأكيد بر جنبه هاي اعتقادي و اخلاقي به نمايش مي گذارد و به واسطه پرداختي كه در مورد آن صورت پذيرفته هيچگاه ارزش و اعتبارش را در سطح روايت داستان و در مواجهه با قدرت دريافت تماشاگر از دست نمي دهد؛ در مقابل او مثلاً مي توان دخترش «غزاله» را مورد ارزيابي قرار داد. «غزاله» با وجود مخالفت پدرش به صورت قانوني با مصطفی ازدواج كرده و زندگي سالمي را مبتني بر اخلاقيات و ارزشهاي اجتماعي و با وفاداري به خانواده به نمايش مي گذارد. اين شخصيت با اينكه در مقابل حاج يونس قرار مي گيرد، يك پايه مستحكم خانوادگي را نشان مي دهد كه هر چند ساده و تك بعدي است، اما به لحاظ كاركردش در داستان مهم و غيرقابل چشمپوشي است. در مقابل «غزاله»، جلال با همه رويه هاي شخصيتي كه به نمايش مي گذارد و با وجود آن كه در اوايل داستان مورد تأييد پدر است، وجوه ديگري از شخصيت را به نمايش گذاشته، سطحي از ناهنجاريهاي اخلاقي را در گستره خانوادگي و اجتماعي ترسيم مي كند. زبان، براي هر يك از آدمهاي «ميوه ممنوعه» مثل چهره، فيزيك بدني، شناسنامه فردي، لباس و... تعيين كننده شخصيت آنهاست. كافي است به آنچه جلال مي گويد كمي دقت كنيد و لحن و ريخت و نوع كلماتي را كه او در صحبتهايش مورد استفاده قرار مي دهد با حاج يونس فتوحي، قدسي، هستي، غزاله و يا هر يك از ديگر شخصيتهاي مجموعه به قياس بگذاريد! هيچ يك از شخصيتهاي «ميوه ممنوعه» مثل ديگري صحبت نمي كنند؛ جلال يك بازاري دلال مسلك امروزي است كه تزوير و منش بازاري را با هم در كلامش دارد، حاج يونس يك بازاري قديمي است كه لحن مخصوص به خود را دارد و قدسي در مقام يك مدير مدرسه، ريخت و لحن كلام حاج يونس را با كلام فرهنگي اش تركيب كرده و... نتیجه اخلاقیش این میشه که آدم نباید در پیری به کسی دل ببنده ... زن دوم هم در جوانی خوبه !!!! راستی اگه آهنگ سریال رو با کیفیت خواستید کلیک کنید : و حتما نظرتون رو راجع بهش بگین ...
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/18 توسط مجید
|

خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) در پی اعتراضات گسترده دانشجویان منتقد دولت و اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان كه با تدابیر امنیتی ویژه از حضور آنها در محل سخنرانی احمدینژاد و طرح سؤالاتشان جلوگیری شد، گزارشی از این اعتراضات را در بخش خبری ویژه خود منعكس كرد كه خواندن آن برای اطلاع از روایتی كه حامیان دولت و نهادهای امنیتی برای دور تازه برخورد با دانشجویان منتقد ارائه خواهند كرد، خالی از لطف نیست. خبرگزاری دولت در این گزارش كوتاه آورده است: «برنامه از قبل طراحیشده برای ایجاد تشنج در دانشگاه تهران، همزمان با حضور رییس جمهور در این دانشگاه ناكام ماند». ایرنا افزود: «از چند روز پیش گروهی از مخالفان دولت با حمایت رسانهای آمریكا و انگلیس، ایجاد تشنج در محیط دانشگاهی را در صدر برنامههای تبلیغی خویش قرار داده بودند، كه به خاطر عدم استقبال دانشجویان و هوشیاری آنان، این برنامه با شكست روبرو شد». گزارش خبرنگار ایرنا حاكی است «در حالی كه چند نفر از منتقدان دولت و رییس جمهور با در دست داشتن پلاكاردهایی با مضامین توهین آمیز،و با هدف تحریك دیگر دانشجویان، شعارهایی خلاف شان دانشجویی سر میدادند، گروه مقابل كه با این روش غیر اخلاقی مخالف بودند با سردادن شعارهای اسلامی نسبت به بد اخلاقی كلامی در محیط دانشگاه واكنش نشان دادند. افراد معترض همچنین در مواردی با حركات تهدیدكننده و تحریك آمیز تلاش كردند تا فضا را به سمت درگیری فیزیكی با دانشجویان سوق دهند، كه رفتار متین و حساب شده دانشجویان، مانع از تحقق این هدف شد». خبرگزاری دولت ادامه داد: «در حالیكه شاهدان عینی تعداد افراد معترض را چند ده نفر برآورد می كردند، رادیو فردا ارگان سازمان جاسوسی آمریكا در گزارش مستقیم از داخل دانشگاه و به نقل از یكی از عناصر حاضر در جمع دانشجویان، تعداد معترضان را بیش از هزار نفر عنوان كرد. رادیو فردا و رادیو بیبیسی از عبارات تشنج و تنش در در دانشگاه تهران برای آنچه امروز در دانشگاه تهران رخ داد، یاد كردند». در ادامه این گزارش ادعا شده است:« گزارشهای لحظه به لحظه رسانههای بیگانه از دانشگاه تهران، حكایت از نوعی آمادگی رسانهای برای پوشش مسالهای بود كه اتفاق نیفتاد»! گفتنی است در كنار خبرگزاری دولت كه چنین گزارشی را از حوادث روز دوشنبه دانشگاه تهران منتشر كرد، رسانههای دیگر جناح حاكم همچون بخشهای ویژه خبری سیما و خبرگزاری فارس نیز بر مبنای خطوط تبلیغاتی طراحیشده علیه دانشجویان منتقد اخبار مشابهی را منتشر كردند. گزارش تصويري از تجمعات روز سخنراني محمود احمدي نژاد در دانشگاه تهران







+
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/17 توسط مجید
|

سخنرانی محمود احمدینژاد در دانشگاه تهران درحالی از ساعتی دیگر ٱغاز میشود که دانشجویان منتقد و بهویژه اعضای دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی دانشجویان امیدوارند احمدینژاد در برابر انتقادهای آنان، دستکم همان قدر تحمل نشان دهد که در برابر توهین و تحقیری که از سوی رییس دانشگاه کلمبیا متوجه وی شد. امروز ورود دانشجويان ساير دانشگاهها ممنوع بود و تنها دانشجويان دانشگاههای امام صادق و امام حسين اجازه ورود به دانشگاه تهران را داشتند اما در آستانه دومین حضور مهم احمدینژاد در دانشگاه، دستگاههای امنیتی و وزارت علوم تدابیری را اتخاذ کردهاند تا در جلسه امروز امکان طرح انتقادات تا حد ممکن از میان برود و عملا تشکلهای همسو با دولت میداندار مراسم شوند. از اینروست که بنابرگزارشهای منتشر شده در منابع دانشجویی، از دیروز (یکشنبه) و در آستانه حضور محمود احمدینژاد در دانشگاه تهران، تدابیر شدید امنیتی در این دانشگاه و اطراف دانشگاه تهران حاکم شده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای پرتعداد انتظامات دانشگاه تهران به همراه نیروهای حراست این دانشگاه و همچنین مامورین امنیتی با حضور در مقابل درهای دانشگاه تهران رفت و آمد افراد و ورود و خروج دانشجویان و اساتید دانشگاه را به شدت کنترل میکنند. انتظامات با چک کردن کارت دانشجویی و تطبیق عکس روی کارت با چهره دانشجویان از ورود دانشجویان دیگر دانشگاهها به دانشگاه تهران جلوگیری میکند. روابط عمومی دانشگاه تهران همچنین اعلام کرده است روز دوشنبه و همزمان با حضور احمدینژاد در این دانشگاه کتابخانه مرکزی، جهاد دانشگاهی و دیگر نهادهای پردیس مرکزی تعطیل است و از میان دانشجویان دانشگاه تهران هم تنها دانشجویانی حق ورود به محوطه پردیس مرکزی را دارند که دانشکدههایشان در پردیس مرکزی قرار دارد. روابط عمومی دانشگاه تهران همچنین در پاسخ به درخواست دانشجویانی که برای دریافت کارت ورود به جلسه سخنرانی احمدینژاد مراجعه کرده بودند، اعلام کرد کارتهای ورود به جلسه از یک هفته پیش به دانشگاههای مختلف تهران ارسال و توزیع شده است. شنیدهها حاکی از آن است که چند روز پیش کارتهای ورود به جلسه به طور محدود در میان بعضی از دانشجویان دانشگاههای امام حسین و امام صادق توزیع شده است

دانشگاه تهران در روز
سخنرانی احمدینژاد
به آشوب کشیده شد
در روز سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه تهران دانشجویان گلچین شده به داخل تالار راه یافتند
ورود به محل سخنرانی رئيسجمهور تنها از طريق كارتهای خاص امكان پذير بود و اين مراسم عمومی نبود
نيروي انتظامي گاز فلفل به سمت دانشجويان معترض به برخورد گزينشي براي حضور در سالن سخنراني رئيس جمهور پرتاب كرد
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/16 توسط مجید
|

پزشکان نيوزيلندي حين جراحي يک مرد سالخورده ، دندان مصنوعي وي را گم کردند ولي بعد از چهار روز آنها را در انتهاي گلوي وي يافتند!!. به گزارش خبرگزاري اسوشيتدپرس از ولينگتون ، کميسيون سلامت و ناتواني نيوزيلند روز جمعه اعلام کرد اين کميسيون دريافت که پزشکان همه تلاش خود را حين جراحي به کار بسته اند. مرد سالخورده در فوريه سال دو هزار و پنج ميلادي به علت نياز به عمل جراحي ستون فقرات در اين بيمارستان بستري شده بود و دندانهاي مصنوعي وي براي جراحي از دهانش دراورده شده بود.
ولي حين عمل جراحي دندانهاي مصنوعي او وارد گلويش شد و به علت انکه تحت بيهوشي قوي قرار داشت امکان بيرون اوردن دندانها ميسر نبود.
بعد از عمل جراحي ، بيمار اعلام کرد که درد شديدي دارد و به او مسکن داده شد.
پرستاران دريافتند که مرد سالخورده درد و ناراحتي شديدي دارد و با صداي خاصي صحبت مي کند و در هر وعده غذايي قادر نيست بيشتر از دو قاشق غذاي ساده بخورد.
در دومين روز بعد از عمل جراحي پزشکان دريافتند صداي بيمار بدتر شده است و درخواست عکس راديوگرافي قفسه سينه کردند و دريافتند نشانه هايي از نارسايي احتقاني قلب در بيمار مشاهده مي شود. سرفه بيمار نيز شروع شد و روز به روز به وخامت اوضاع وي افزوده مي شد به طوري که اکسيژن خونش کاهش يافت و مرد هشتاد و يک ساله دچار ايست تنفسي شد.
پزشکان با استفاده از دستگاه لارنگوسکوپ درون گلوي پيرمرد را معاينه کردند و دريافتند دندانهاي او در انتهاي گلويش قرار گرفته است.
بعد از دراوردن دندانها حال عمومي بيمار بهبود يافت. مشکل اصلي بيمار نيز کيستي بود که در ستون فقرات او وجود داشت. کميسيون سلامت نيوزيلند نام هيچيک از پزشکان و نيز بيمار و پرستاران را فاش نکرده است. ...
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/15 توسط مجید
|

خسرو شكيبايي به دليل ابتلا به بيماري ديابت در بيمارستان آتيه تهران تحت نظر پزشكان قرار دارد.
بازيگر سرشناس سينماي ايران از چند روز پيش بستري شده و تحت نظر پزشكان قرار دارد. به گفته يكي از پرستاران بيمارستان آتيه، وضعيت جسماني شكيبايي هم اكنون رو به بهبودي است ولي زمان ترخيص وي هنوز مشخص نشده است.
شكيبايي در يازدهمين جشن خانه سينما، تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد را براي بازي در فيلم «اتوبوس شب» از آن خود كرد. از اين بازيگر سينما عيد فطر فيلم «دستهاي خالي» ساخته ابوالقاسم طالبي روي پرده مي رود. مجموعه تلويزيوني «آشيانه سيمرغ» به كارگرداني شهرام اسدي با بازي شكيبايي نيز به زودي پخش خواهد شد.
+
نوشته شده در شنبه 1386/07/14 توسط مجید
|

ظاهرا وعدهها و تبلیغات بیحاصل دولت در مورد سفرهای استانی، حامیان دولت و رسانههای وابسته به آن را هم دچار مشکل کرده است.
به گزارش خبرنگار نوروز، یکی از رسانههای وابسته به دولت تاكنون چهاربار از دولت درخواست كرده است كه لیست كامل ششهزار و صد مصوبهای كه ادعا شده دستاورد دولت در سفرهای استانی است، برای انتشار در اختیار آنها قرار دهد اما نهاد ریاستجمهوری تاكنون به این درخواست پاسخی نداده است.
خودداری دولت از ارائه فهرست مصوبات خود در سفرهای استانی در حالی صورت میگیرد که تعداد و حجم این مصوبات، یکی از محورهای اصلی تبلیغات دولت محسوب میشود. دولت احمدینژاد مدعی است که در سفرهای استانی خود بالغ بر ششهزار و صد مصوبه داشته و بخش عمدهای از آنها را اجرایی کرده است.این ادعا درحالی مطرح میشود که برمبنای یک بررسی آماری، هیات دولت بیشترین تعداد مصوبهها را دراستان اصفهان داشته كه مصوبه 200 بوده است. بر این اساس، اگر تعداد مصوبات همه استانها را هم 200 عدد در نظر بگیریم باز هم مجموع آنها به ششهزار و صد مصوبه مورد ادعای دولت نمیرسد.
این درحالی است که بنابر بررسیهای انجامشده حجم بالایی از مصوبات سفرهای استانی، مربوط به مواردی بوده كه بودجه مورد نظر آن در دولت قبل تصویب شده و یا حتی در آستانه بهره برداری قرار داشته است و دولت نهم بهنام خود مصادره کرده است. ... باز هم !!!
+
نوشته شده در شنبه 1386/07/14 توسط مجید
|

یه دوست عزیزی شعر و آهنگ یاردبستانی رو می خواست . اینجاست : ترانه یار دبستانی يار دبستاني من ، با من و همراه مني دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه دشت بي فرهنگي ما هرزه تموم علفاش
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه مني
حک شده اسم من و تو، رو تن اين تخته سياه
ترکه ي بيداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بي فرهنگي ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلاي آدماش
کي ميتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
يار دبستاني من ، با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه مني
حک شده اسم من و تو ، رو تن اين تخته سياه
ترکه بيداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
يار دبستاني من ، با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه مني
حک شده اسم من و تو ، رو تن اين تخته سياه
ترکه ي بيداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهاي آدماش
دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره کنه
کي ميتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
يار دبستاني من ، با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه مني
حک شده اسم من و تو ، رو تن اين تخته سياه
ترکه ي بيداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
+
نوشته شده در جمعه 1386/07/13 توسط مجید
|

احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا سخنرانی می کنه و رییس دانشگاه حرف جامعه آمریکا رو البته با بی ادبی ! می گوید. سئوالات دانشجویان حول محور آزادی بیان - آزادی عقیده - هسته ای و اقتصاد ایران می چرخید . رییس جمهور با ترفند همیشگی یعنی فرار از سئوال و پاسخ با سئوالی دیگر یا جوابی سربالا به آنها پاسخ داد . در سمینار مطبوعاتی هم وقتی سئوال از احضار دانشجویان به صرف ابراز عقیده یا دستگیری شد با پاسخی مثل همچین موردی نیست یا تبلیغات رسانه های غربی است اکتفا می کند . وقتی خبرنگار صدای امریکا می پرسد راجع به همجنسگراها و اینکه 2-3 مورد آن را میشناسد با پاسخی مثل من خبر ندارم و از این چیزها نداریم روبرو می شود و البته از این خبرنگار هم دعوت می کند به ایران بیاید ! کاری که اگر سیدمحمد خاتمی می کرد فریاد وااسفا و توهین را از کیهان گرفته تا حوزه و نیز بعضی نهادها نوش جان می کرد !!! فرماندهان نظامی امریکایی مشغول ساختن پایگاه های مرزی در عراق در چند کیلومتری مرز ایران و عراق برای مقابله با ارسال جنگ افزارهای مرگزا که گفته می شود بخشی از مبارزه ایران با امریکاست،هستند.از طرفی نیروی نظامی ایران به قابلیت های موشکی و تجسس الکترونیکی دست یافته اند و همزمان تغییر فرماندهی ها همگی حاکی از امادگی ایرانی ها برای جنگ است. از سوی دیگر سنای امریکا هفته گذشته سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریست جهان قرار داد،و در عملی متقابل روز شنبه مجلس شورای اسلامی ایران، سازمان سیا و ارتش امریکا را تروریست خطاب کرد.اما به تاسی از حضور جنجال برانگیز احمدی نژاد در ایالات متحده آمریکا، ایا علائم فوق از شروع دیپلماسی حکایت می کنند و یا پیام اور جنگ هستند؟ در حوزه داخلی فرماندهی بسیج هم به فرماندهی سپاه سپرده شد . یعنی از این به بعد کنترل موارد حاد با نظارت مستقیم و بی واسطه سپاه صورت می گیرد . تمام افراد در بسیج از رده بالا تا جزء در ردیف پرسنل سپاه هستند (تقریبا) و با فرماندهی سردارجعفری که از امضا کنندگان نامه مشهور ۲۴ سردار به سیدمحمد خاتمی در تیر۷۸ ( متن آن در آرشیو شهریور است ) می باشند . حالا چه برنامه هایی در سر است خدا داند !!! ضمنا یادتان هست که فرمانده پلیس کشور هم از معاونت بسیج به این مقام رسید . ( پس فعلا دور در دست سرداران سپاه افتاده ! ) اما موضوع هسته ای : پس از آنکه روزنامه «کیهان» در یکی از سرمقالههای اخیر خود از وجود تاسیسات هستهای در ایران غیر از موارد اعلام شده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی خبر داده بود، معاون امنیت بینالملل دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی این موضوع را تکذیب کرد. نکته جالب در این ماجرا آن است که درپی انتشار سرمقاله «کیهان» که بازتاب گستردهای را در پی داشت، یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) تیری در تاریکی رها کرد و مدعی شد:«ایران در حال ساخت یك سایت زیرزمینی جدید مقاوم در برابر تخریب بمب برای تولید سلاح هستهای است كه به وسیله تونل به مجموعه نطنز مرتبط میشود». و این بهانه ای شد برای آمریکا برای فشار بیشتر بر ایران ... چند وقت پیش هم اخراج اساتید از دانشگاه ها را شاهد بودیم . حالا که یکی از آنها ( دکتر بشیریه ) برای تدریس به دانشگاه تهران می رود متوجه میشود با دستور مستقیم وزیر علوم کابینه نهم از حضور در دانشگاه منع شده ! ( پس استعفایی هم در بین نبوده است ) اقتصاد و معیشت مردم هم که دیگه عادی شده ! گوشت شده کیلویی ۷۵۰۰ تومان ! و البته نفت سبک ایران شده بشکه ای ۷۵ دلار !!! یادم می آید ۳ سال پیش که نفت ۳۵ دلار بود و چقدر به خاتمی تاختند که گرانی کمر مردم را شکست ! شما دولت داری بلد نیستید ! حالا همان آقایان جیبشان را پر کرده اند و ... !!! دولت داری می کنند و البته هر روز به به و چه چه به رییس دولت نثار می کنند و او را از سقراط زمانه بودن به آیت الهی می رسانند !!! ( اولی تحلیل نهاد ریاست جمهوری است و دومی از سخنان همسر سخنگوی دولت : فاطمه رجبی است ) مملکت را روزهای دشواری در پیش است ... گاو نر می خواهد و مرد کهن برای زیستن !
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/12 توسط مجید
|

سید محمد خاتمي بخش ديگري از سخنان خود با تاكيد بر توجه به محتواي نماز به عنوان زيباترين شكل دعا گفت: آيا ما به آنقدر كه به ظواهر نماز اهميت مي دهيم به محتواي آن هم توجه داريم؟ آيا حوزههاي ما بيشتر توضيح المسايل توليد ميكنند يا آداب الصلوه؟ البته كه ظواهر امر درست است اما توضيح المسايل شكلها را به ما نشان ميدهد و اگرمحتوا را از دست داديم عبادت انحرافي ميشود؛ در حالي كه اگر به آداب الصلوه هم بيشتر اهميت داديم ادب نماز را درك كردهايم.
وي در ادامه با هشدار نسبت به كجفهمي در دين گفت: دين يك شمشير دو لبه است، اگر درست فهميده شود آگاهي، اميد، شادابي، امنيت معنوي و مادي ميدهد، اما اگر بد فهميده شود بدترين بردگي را براي انسان ميآورد و سبب دلزدگي از دين مي شود. نظامهاي سكولار از متن نظامها و جوامعي كه به ظاهر خيلي دين دار بودند درآمدند.
رييسجمهور سابق كشورمان تصريح كرد: دين اگر درست فهميده شود، صفا و همدلي و همكاري و حسن ظن دارد و اگر بد فهميده شود ريا و نفاق و دروغ . دروغ، تهمت و تخريب بد است، مصيبت مضاعف اين كه اينها به نام دين انجام گيرد. دين اگر بد فهميده شود، بدترين بد اخلاقيها به نام دين در جامعه ميشود و اگر درست فهميده شود باعث رشد تفكر و تكامل و آزادي و اعتلاي جان انسان ميشود و اگر بد فهميده شود سبب نشر خرافهپرستي و دروغ و دغل در جامعه مي شود. نمونهي دينداري علي بن ابيطالب است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/11 توسط مجید
|

مديرى به جمع بازيگران «دايره زنگى» پيوست مهران مديرى به جمع بازيگران فيلم «دايره زنگى» پيوست. در فيلم «دايره زنگى» كه به كارگردانى پريسا بخت آور توليد مى شود، باران كوثرى، امين حيايى، گوهر خيرانديش، محمدرضا شريفى نيا، بهاره رهنما، اميد روحانى، صابر ابر، مهدى پاكدل، نيما شاهرخشاهى، اكرم محمدى و مليكا شريفى نيا بازى دارند. اين فيلم مضمونى كمدى دارد و به تهيه كنندگى سيدجمال ساداتيان ساخته مى شود و بر اساس فيلمنامه اصغر فرهادى در حال توليد است. «چارخونه» دوباره كليد خورد تصويربرداري مجموعه «چارخونه» از روز گذشته از سر گرفته شد. حميد مهين دوست مدير توليد «چارخونه» با اعلام اين خبر اظهار داشت: پخش اين مجموعه پس از ماه رمضان دوباره آغاز مي شود و احتمالا در 90 قسمت روي آنتن مي رود. وي درباره حضور بازيگران جديد در «چارخونه» گفت: هنوز حضور بازيگر جديدي در اين سريال قطعي نشده است. پيش از اين تصويربرداري «چارخونه» از اوايل خرداد ماه براي پخش در ايام تابستان از شبكه سه سيما آغاز و پخش اين مجموعه با فرا رسيدن ماه رمضان متوقف شد و احتمالا سري جديد آن تا ماه محرم ادامه خواهد داشت. «چارخونه »، نخستين تجربه سروش صحت در مقام كارگردان است و تهيه آن را محسن چگيني برعهده دارد. اين مجموعه، داستان زوج ميانسالي به نام منصور و شكوه است كه با دو دختر و دامادشان در مجتمعي آپارتماني زندگي مي كنند.حميد لولايي، مريم اميرجلالي، اردلان شجاع كاوه، بهنوش بختياري، رضا شفيعي جم و فلامك جنيدي از جمله بازيگران چارخونه هستند و جواد رضويان آخرين هنرپيشه اي است كه به جمع بازيگران اين مجموعه اضافه شده است. ايرج نوذري: سريال «اغماء» ربطي به خرافهپرستي ندارد ايرج نوذري بازيگر نقش دكتر فيروز جودت در مجموعه تلويزيوني اغماء در گفت و گو با فارس گفت:براي ساخت مجموعه «اغماء» از مباحث كاملا علمي استفاده شده و تحقيقات بسياري در اين زمينه صورت گرفته است و به هيچ عنوان با مسائل خرافي و غير علمي سر و كار ندارد. وي افزود: برخي نيز ابراز كردهاند كه بعضي از اصطلاحات پزشكي مورد استفاده ما در اين مجموعه درست تلفظ نشدهاند، در صورتيكه ما در اين مجموعه دو مشاور پزشكي داشتهايم كه قدم به قدم با ما همراهي كردهاند و تمام كلمات استفاده شده توسط آنها انتخاب و توسط ما استفاده شده است و اگر در اين ميان اشكالي به وجود آمده باشد بايد به كارشناسهاي مربوطه ارجاع داده شود چون ما پزشك نيستيم و خيلي با اصطلاحات آشنايي نداريم. وي در ادامه گفت: برخي زماني كه به تماشاي فيلم يا سريال مينشينند، ايرادهايي ميگيرند كه خيلي منصفانه نيست. مثلا درباره موضوع، نور پردازي، فضاها و ... اظهارنظر ميكنند كه اين اظهارنظرها هيچكدام كارشناسانه نيست. نوذري گفت: به نظر من همانطور كه ساخت و پرداخت يك فيلم نياز به فنون دارد، تماشاي آن هم به فن نياز دارد و فيلم يا سريال را بايد با ديد فيلميك ديد. وي تصريح كرد: بعضي از برخوردها، حوادث و تصادفات فيلميك بايد وجود داشته باشد و در ادبيات فيلم همه چيز بايد سر جاي خود قرار گيرد تا مخاطب را جذب كند و ما نيز بايد روي آنها مطالعه كنيم تا بتوانيم نقد منصفانه داشته باشيم. وي افزود: حتي براي ساختن فيلم بد نيز زحمت كشيده ميشود و ما بايد در قضاوتهاي خود انصاف به خرج دهيم. كساني كه از نزديك كار ما را ميبينند، متوجه سختي آن ميشوند. ما با زبان روزه در سرما، گرما، خاك و گل فقط براي رضايت مخاطبانمان زحمت ميكشيم و هدفمان فقط خدمت است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/11 توسط مجید
|


+
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/10 توسط مجید
|

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من ... خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگیم باش ..............
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09 توسط مجید
|

+
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09 توسط مجید
|

اقدامات سفیر جدید کشور دوست و برادر، ونزوئلا !!! پس از اخراج مفتضحانه سفیر سابق کشور ونزوئلا در ایران به دلیل مشکلات اخلاقی، سفیر جدید همان سنت سفیر سابق را در پیش گرفته است.
به گزارش خبرنگار نوسازی، پس از اعزام سفیر جدید ونزوئلا به ایران، ایشان راه و روش سفیر پیشین را در پر کردن اوقات فراغت خود در پیش گرفته است .
وی در بدو ورود به سفارت خانه ابتدا دست به پاکسازی همه نیروهای سفارت زده تا جایی که حتی با باغبان و راننده سفارت نیز تسویه کرده است.
ایشان به همان سبک و سیاق سفیر سابق اقدام به استخدام دختران جوان بی تجربه ایرانی برای کار در سفارت ونزوئلا کرد.
جناب سفیر هنرمند که در مجالس خود اقدام به خوانندگی می کند، علاقه فراوانی به برگزاری پارتی های شبانه با حضور کارمندان زن سفارت داشته و همواره از این کارمندان ایرانی برای گرم کردن مجالس و جشن های مختلف خود استفاده می کند.
بنابر این گزارش دختران ايراني با وضع زنندهاي در ميهمانيهاي سفیر جدید ونزوئلا که با سرو مشروبات الکلي همراه است، شرکت کرده و کارمندان سفارت، دختران ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعهکشي ميکنند.
علاوه بر موارد مذکور، دبیراول سفارت در تهران یک اتومبیل لوکس تهیه کرده و با یکی از دوستان ایرانی خود به گشت زنی در خیابان های تهران و خوش گذرانی مشغول است.
گفتنی است، پیش از این آیت الله نوری همدانی با اشاره به گزارشی مبنی بر فساد در سفارت ونزوئلا در تهران گفته بودند: آقای هوگوچاوز ایران را خانه دوم خود معرفی کرده است، اما از دختران جوان ایرانی به عنوان زینت مجالس شبانه کارکنان سفارت کشورش در تهران استفاده می شود؛ باید با چنین منکراتی مقابله شود !!!! ... خوبه که خودیهای نظام ! اسلامی ما ( خصوصا اطلاعات ) توجه بیشتر کنند
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09 توسط مجید
|

مگر اتفاقی افتاده است؟، این همه تبلیغات و دست افشانی و دعاگویی از رسانه ها و تریبون های رسمی کشور که این روزها و شب ها نثار جناب رئیس جمهور محترم می شود به خاطر چیست؟ البته اذعان می کنم که در شهر چندان خبری نیست. ماه مبارک رمضان است و حال و هوای معنوی مردمانی که نقد ضیافت حضرت حق تعالی را هرگز با نسیه وعده های رنگارنگ و تحقق نیافته متولیان امور معاوضه نمی کنند، به کار خویش مشغولند و دست به گریبان چاله چوله های زندگی روزمره خویش از نگرانی قیمت افسارگسیخته مسکن گرفته تا اشتغال و هزینه تحصیل فرزندان و بضاعت مزجات جوانان برای ازدواج و فراهم ساختن چند لیتر بنزین برای به اصطلاح خودروی شخصی که حکم پدر دوم خانوار را دارد برای تامین معاش. اما مگر می شود در این غوغای کم سابقه تبلیغات تشکرآمیز و قهرمان پسند - کنجکاوانه و البته اندکی با شگفتی - این پرسش را نادیده گرفت که «مگر چه اتفاقی افتاده است؟،» همواره واکنش جهانیان در برابر مواضع جمهوری اسلامی نیز دو سطح متفاوت و حتی متضاد داشته است؛ ناخرسندی و دشمنی قدرت های بزرگ و دولت ها از یک سو و اشتیاق و خشنودی ملت ها به ویژه توده های مردم و اندکی از دولت های کوچک از سوی دیگر. حتی حضور مقامات و شخصیت های گوناگون سیاسی، فرهنگی نظام در اجتماعات مردمی، محافل دانشگاهی و مجامع غیردولتی چه در امریکا و چه در دیگر کشورها نیز پدیده یی نو و بی سابقه نیست. چه کسی حضور شورانگیز مردم پاکستان را در استقبال از مقام رهبری هنگام تصدی ریاست جمهوری فراموش می کند؟چه کسی خیزش بی سابقه و شیداگونه مردم لبنان را در استقبال تاریخی از آقای خاتمی از خاطر خواهد زدود؟ جالب است که در هر دو موردی که اشاره رفت، با همه فخر و اهتزازی که برای روحیه ملی در پی داشت، نه از چراغانی و طاق نصرت و تبلیغات ویژه رسانه یی خبری بود و نه تا این حد مبالغه گویی شد، اما انصاف باید داد که در سفر اخیر آقای احمدی نژاد به نیویورک «اتفاق تازه یی» افتاده است.به گمانم از این پس «حادثه دانشگاه کلمبیا» در تاریخ تحولات سیاسی ایران به مثابه یک نقطه تقویمی خاص مورد توجه قرار خواهد گرفت.این توجه ویژه نه از آن جهت است که رئیس دانشگاه کلمبیا به عنوان میزبان، آشکارا و خارج از نزاکت عرفی به میهمان خود که نه یک شخص بلکه یک شخصیت حقوقی و رئیس جمهور رسمی یک کشور است، اهانت روا می دارد، و نه حتی از آن جهت است که آقای احمدی نژاد در برابر آن رفتار ناشایست، واکنشی خویشتندارانه بروز می دهد. البته بدیهی ترین احساس هر شهروند ایرانی در برابر آنچه رخ داد، خواه با دیدگاه ها و عملکرد آقای احمدی نژاد موافق باشد یا منتقد و مخالف، تاسف و ناخرسندی از رفتار رئیس دانشگاه کلمبیا و تخطئه آن است و نیز تایید خویشتنداری و خونسردی آقای رئیس جمهور در برابر آن، خواه از موضع ابتکار بوده یا اضطرار. هر واکنش عصبانی و احساسی چه بسا زمینه یی تازه برای اهانتی افزونتر فراهم می ساخت که خدا را شکر از این جهت به خیر گذشت. پس اهمیت حادثه دانشگاه کلمبیا در چیست؟ دو احتمال متصور است؛ گمان نمی کنم حتی اندک احتمالی در خاطر خطیر جناب رئیس جمهور داده می شد که با چنین رفتاری مواجه شود، چرا که عقل سلیم حکم می کرد در مورد این برنامه تجدیدنظر شود. مگر آقای احمدی نژاد از مشرب ملامتیه پیروی می کند که با علم و ابتکار خویش، روز روشن در انظار میلیون ها نفر مورد اهانت قرار گیرد و احساس غافلگیری نکند و حتی رضایت خاطر هم داشته باشد؟، هرگز، پس فرض دوم به حکم عقل، منتفی است.اما با فرض اول چه می شود کرد؟
اگر هواداران سینه چاک دولت نهم به ویژه مریدان ایدئولوژیک آقای احمدی نژاد - دست کم در این مورد- عامل «حب بی قید و شرط» را کنار بگذارند که گفته اند؛«حب الشیئی یعمی و یصم» و از فراز منافع سیاسی و جناحی به موضوع بنگرند و به جای پیشدستی و تمجیدهای اغراق آمیز، اندکی نقادی را تاب بیاورند و البته رقیبان سیاسی دولت نهم نیز این حادثه را مجالی برای مچ گیری تلقی نکنند، آنگاه می توان گفت که «از ماست که بر ماست»،
فرض اول؛ این حادثه ناگوار دست پخت اطلاعات نادرست و خطای محاسبه مشاوره دهندگان، تدبیرکنندگان و برنامه ریزان و تصمیم گیرندگانی است که بدون آگاهی یا توجه به مواضع سیاسی میزبان و رفتار احتمالی او زمینه این اهانت ملی را فراهم ساخته اند.فرض دوم؛ با علم و احتمال وقوع چنین حادثه یی و با پذیرش هزینه یی چنین سنگین، ترجیح داده اند نمایش مظلومیت و قهرمانی حق به جانب بدهند و مثلاً زمینه افشاگری و رسوایی دشمن را فراهم کنند،
برادرانه و خیرخواهانه به آقای رئیس جمهور پیشنهاد می کنم که پس از فرو نشستن شعله های جشن و سپاسگزاری و تعریف و تمجید، با مشاوران عقل اندیش و غیر احساسی خود به خلوت بحث و بررسی بنشینند و واقع بینانه ریشه های این حادثه را دریابند تا خدای ناخواسته بار دیگر از یک سوراخ گزیده نشوند، چرا که تا ایشان رئیس جمهور ایران اند، عزت و احترام ملت و نظام ایران در گرو عملکرد ایشان نیز هست. ( احمد پورنـجاتی )
+
نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09 توسط مجید
|

محمد هاشمی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با مهر در تحلیل ابعاد مختلف سفر رئیس جمهور به آمریکا و سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا گفت: در این سفر اتفاقی که افتاد این بود که دکتر احمدی نژاد تقریبا مواضع قبلی خود را در موضوعات مختلف پس گرفت، مثلا در مورد نابودی اسرائیل یا هولوکاست.
مسئله مهمی که در سخنرانی دانشگاه کلمبیا اتفاق افتاد، این بود که آقای احمدی نژاد در پاسخ به سئوالی در مورد رابطه ایران و آمریکا گفت: اگر دولت آمریکا حق ملت ایران را رعایت کند، خواهد دید که ملت ایران بهترین دوست دولت آمریکا خواهد شد! این حرف واقعا از مواضع و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بعید بود. حضرت امام (ره) از سال 42، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده بودند، من نمی دانم چطور می شود که چنین سخنی گفته می شود؟
این عضو ارشد حزب کارگزاران ادامه داد: در مورد رابطه با آمریکا، حرف های زیادی زده می شود. بعضی ها از گفتگو و مذاکره و حتی رابطه مشروط سخن گفته اند اما حرفی که آقای احمدی نژاد زد بی سابقه بود. احمدی نژاد نه تنها مواضع قبلی اش را پس گرفت ، بلکه با گفتن این حرف عجیب چیزی به آمریکایی ها داد که در 30 سال اخیر کسی به آنها نداده بود. هاشمی تصریح کرد: به اعتقاد بنده ، توفیق اصلی سفر آقای احمدی نژاد، مال آمریکایی ها بود نه ایرانی ها.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: مقام معظم رهبری برای روابط بین المللی نظام، چارچوب مشخصی را تعریف کرده اند، همه روابط خارجی نظام باید در چارچوب اصل "مصلحت، عزت، حکمت" باشد، من نمی دانم در سفر اخیر آقای رئیس جمهور،عزت تحقق پیدا کرده است؟ آیا توهین به نفر دوم نظام، عزت است؟ چه حکمتی ایجاب می کرده که ایشان در دانشگاه کلمبیا، همه مواضع خودش را پس بگیرد؟ ... وی تصریح کرد: البته رسانه های داخلی چیز دیگری می گویند اما واقعیت چیز دیگری است، من دراین سفر هیچ دستاورد خاصی را نمی بینم، مگر اینکه یک توافقی در سطح بالا صورت گرفته باشد که ایشان برود و همه مواضع اش را پس بگیرد. !!!! گرفتید ؟
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/08 توسط مجید
|

قلم توتم من است ، توتم ماست ، به قلمم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند...
که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سر انگشت تزویرش نمی سپارم
دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....
اما قلمم را به بیگانه نمی دهم
به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی کنم.
قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسان نمی شوم.
بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته ام.....
...... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ؛ توتم من ، توتم قبیله من قلم است.
قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی توتمی دارد :
و قلم توتم من است و قلم توتم ما است
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/08 توسط مجید
|

در میان امامان شیعه دعاهای امام سجاد خیلی معروف و عاشقانه است. وقتی با خدا حرف می زند درست مثل این است که یک عاشق با معشوقش حرف می زند. چنان خودمانی و مهربان و با لبخند با خدا حرف میزند که گویا با دوست شخصی اش گپ و گفت دارد. این نوع رابطه همان نیاز جامعه امروز ماست. الان ماه رمضان است. فصل دعا است. دعای ابوحمزه ثمالی امام سجاد که مخصوص ماه رمضان است خیلی دوست داشتنی است. در یک جای دعا با خدا دهن به دهن بامزه ای میکند و میگوید: خدایا اگر گناهانم را به رخم بکشی، من هم عفو و بخششت را به رخت میکشانم. یا اینکه اگر تصمیم بگیری من را به خاطر گناهانم به آتش جهنم بسپاری، عیبی نداره، تا وارد جهنم شدم داد و فریاد میکنم که آی جهنمی ها! من خدا را دوست داشتم و باز هم من را به جهنم آورده! و اضافه میکند که خدایا گیرم ما را بردی جهنم، خب از جهنم رفتن یک بنده ی گناهکارت که وقتی گناه میکرده باز هم اعتقاد به خدائی تو داشته و فقط هوای نفس بر او غلبه کرده بوده، دشمنت خوشحال میشه؛ ولی اگه من را ببخشی پیغمبرت شاد میشه. تو هم حاضر نیستی که دشمنت را خوشحال کنی و پیامبرت را ناراحت. بعد از این بگو مگوی دوستانه، امام سجاد بحث را عوض میکند و می گوید خدایا اگر قرار بود فقط اولیاء و مؤمنان و اهل طاعت و عبادت را مورد عفو قرار بدهی، ما گناهکارها باید به کی پناه ببیریم؟ مگه تو خدای ما گناهکارها نیستی؟ این تعابیر روان و این نوع ارتباط صمیمی با خدا خیلی معرکه است. نیاز ما هم این است که با این خدا که کاملاً معلومه خدای خودمون است گاهی حرف بزنیم. سبک میشویم اساسی. تا ماه رمضان تمام نشده در این شبهای پربرکتش با خدا یک کوچولو هم که شده حرف بزنیم. اگه حرف زدید: التماس دعا ...
+
نوشته شده در شنبه 1386/07/07 توسط مجید
|

دکتر صادق زیباکلام فراتر از بازتابهای سیاسی سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا به مقایسه جایگاه دانشگاه در ایران و ایالات متحده پرداخت.
این استاد دانشگاه گفت: «آنچه در کل این ماجرا برای من به عنوان یک دانشگاهی جالب بود، استقلال و جایگاه و شأن رفیع دانشگاه در آمریکا بود. این واقعا امر مهمی است که دولت ایالات متحده به دلایل سیاسی به آقای احمدینژاد اجازه سخنرانی در هیچ نقطهای از آمریکا را نمیدهد و حتی با تقاضای بازدید وی از محل برجهای دوقلو مخالفت میکنند. اما دانشگاه کلمبیا از بالای سر حکومتشان، آقای احمدینژاد را برای سخنرانی دعوت میکند».
وی افزود: «سخن من مستقل از اظهارات رئیس دانشگاه کلمبیا یا آقای رئیس جمهور ایران و بازتابهای سیاسی آن است. در این باره به قدر کافی صحبت شده و من هم گفتهام که رفتار رئیس دانشگاه کلمبیا فوقالعاده زننده و مخالف رسم مهماننوازی از نوع غربی و شرقی بود. اما استقلال دانشگاه در این کشور واقعا مرا تحت تأثیر قرار داد».
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: «فرض کنید جرج بوش یا هر رئیس جمهور دیگری برای شرکت در یک مراسم رسمی به ایران بیاید و حک,مت جمهوری اسلامی به هر دلیل اجازه سخنرانی در نقطهای دیگر از کشور را به وی ندهد و در عوض دانشگاه تهران با مسئولیت و اعتبار خود او را دعوت به سخنرانی کند. واقعا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این نشان میدهد که جایگاه دانشگاه در ایران کجاست و در آمریکا کجا؟»
زیباکلام در ادامه افزود: «سال گذشته گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران از ریاست دانشگاه خواست «جفری آدامز» سفیر انگلستان را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دعوت کند تا دانشجویان فوق لیسانس و دکترا سوالات خود را مستقیما درباره سیاستهای بریتانیا در عراق و در قبال جمهوری اسلامی با وی در میان بگذارند. علیرغم آنکه ریاست دانشگاه درخواست را به اداره کل روابط بینالملل فرستاد و این نهاد این تقاضا را به وزارت امور خارجه ارجاع داد، اکنون یک سال است که ما هیچ پاسخی دریافت نکردهایم. یعنی مسئولان ما آن قدر ارزشی برای دانشگاه قائل نیستند که حتی زحمت پاسخ دادن را بر خود هموار کنند یا لااقل به ما بگویند که با درخواست شما مخالفیم!»
این استاد دانشگاه اضافه کرد: «این را مقایسه کنید با وضعیتی که از دانشگاه کلمبیا دیدیم. آخرین ستمی که بر دانشگاه تهران رفت در خصوص پرونده اساتید اخراجی بود. آنان قانون را نقض کرده و هیأت رسیدگی به تخلفات، حکم به اخراج آنها داد. آنان قانونا اعتراض کردند به هیأت تجدیدنظر. اما اسفناکتر از همه این است که هیأت تجدیدنظر در وزارت علوم است. چرا دانشگاه تهران نباید خودش به این امر رسیدگی کند؟ یعنی 5 تا استاد در دانشگاه وجود ندارد که این کار را انجام دهد؟ یعنی دانشگاه تهران از نظر آقایان صغیر و مهجور و بیمار و نیازمند کفیل است و این واقعا امر هولناکی است.»
وی تصریح کرد: «و این در حالی است که یکی از آرمانها و آرزوهای بزرگ انقلاب ایران علاوه بر اسلام و دموکراسی و..، استقلال دانشگاه بود. اما نه تنها دانشگاه ما مستقلتر نشده، بلکه متولیان بیتشری یافته است. از جهاد دانشگاهی تا وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی و...»
زیباکلام در پایان گفت: «نکته جالب دانشگاه کلمبیا که آه از نهاد آدمی بر میآورد همین است که آدمی با خود میگوید اگر دانشگاه آن است که در آنجا هست، پس دانشگاه تهران چیست، و اگر این است که در اینجا هست، دانشگاه کلمبیا چیست؟»
+
نوشته شده در شنبه 1386/07/07 توسط مجید
|

بسم الله الرحمن الرحیم شما هم با من هم عقیده اید ؟ !!!! ... که ملت در این سفر پربرکت پیروز شد ؟ ...
خدارا شكر ميكنيم كه رييس جمهوري دانشمند، متدين، بسيجي،عاشق خدمت به مردم و برآمده از آراء و ارادههاي ملت مسلمان وانقلابي ايران توانسته است با استعانت از پروردگار متعال و با الهام از رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب، پيام حكيمانه، دينمدارانه و متمدنانه ملت بزرگ و نستوه ايران اسلامي را از تريبونهاي بينالمللي به گوش جهانيان برساند و عزت، افتخار و سربلندي را براي دنياي اسلام و بويژه ملت قهرمان ايران به ارمغان آورد.
در پرتو اين حضور تاريخ ساز، چشم انداز روشني از ديدگاه پرجاذبه اسلام در خصوص مسائل مهمي مانند توحيد، عدالت، اخلاق، صلح، آزادي، كرامت انساني، حقوق بشر و بويژه حقوق زن و تحكيم بنيان خانواده ترسيم شد و جهانيان با مواضع جمهوري اسلاميايران در ارتباط با فنآوري صلحآميز هستهاي، ناكارآمدي شوراي امنيت، روابط ظالمانه حاكم بر مناسبات بينالمللي و فريبكاري قدرتهاي شيطاني واشغالگر آشنا شدند.
هيات دولت جمهوري اسلامي ایران ، پيروزي درخشان و خيرهكننده رييسجمهور محبوب و مردمي ايران اسلامي را در مواجهه هوشمندانه و مدبرانه با تلاشهاي خباثت آميز جريانهاي وابسته به صهيونيسم و سردمداران نظام سلطه در آمريكا و همچنین تبیین صریح و شجاعانه مواضع بر حق ملت ایران در قبال مسایل مهم داخلی و خارجی را به رهبر عزیز و فرزانه انقلاب و ملت رشید ايران تبريك و تهنيت می گوید و از خداند منان سلامتي رييس جمهور عزيز و افتخار و سربلندي روزافزون ملت ايران را مسئلت می کند.
اعضاي هيات دولت با همدلي و هماهنگي كامل و با ارادهاي استوار و مصمم، در مسير پاسداري از دستاوردهاي اين حركت عظيم و معنوي، مجدانه تلاش خواهند كرد.
ان الله لطیف خبیر
هيات دولت جمهوري اسلامي ایران
+
نوشته شده در جمعه 1386/07/06 توسط مجید
|

در دوم آذر ماه ۱۳۱۲ در دهکده مزینان از توابع سبزوار در کنار کویر معلم شهید دکتر علی شریعتی بدنیا آمد . دوران دبستان و دبیرستان را در ابن یمین مشهد گذراند و از سال نهم وارد دانشسرای مقدماتی شد و پس از دو سال در اطراف مشهد به آموزگاری پرداخت و ضمن تدریس موفق باخذ دیپلم و لیسانس گردید در دبیرستان با جنبش نوین اسلامی از طریق « کانون نشر حقایق اسلامی » آشنا شد . شریعتی به صف « نهضت مقاومت ملی ایران » پیوست و سرانجام نیز همراه بسیاری دیگر در سال ۱۳۳۶ در مشهد دستگیر و به تهران اعزام شد پس از ترک زندان تحصیل را ادامه داد و بالاخره در سال ۱۳۳۸ عازم فرانسه گردید . دکتر نخستین شماره ماهنامه ایران آزاد در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر ساخت ، شریعتی از بنیانگذاران « نهضت آزادی ایران » در خارج از کشور بود . در فرانسه با نویسندگان بزرگی آشنا شد و فلسفه غربی و علم جامعه شناختی آموخت . پس از پایان تحصیلات و کسب دکترا در جامعه شناسی و تاریخ اسلام از سوربن بسوی وطن حرکت کرد ، و در سال ۱۳۴۵ به استادی تاریخ دانشگاه فردوسی پذیرفته شد .
دکتر شریعتی روز یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ بطور نا معلومی در لندن زندگی را وداع گفت . ...
+
نوشته شده در جمعه 1386/07/06 توسط مجید
|

خدایا: تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی ، سپاس میگزارم که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزینی ، که چند دشمن ابله ، نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می کند خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ، حسرت نخورم ، و مردنی عطا کن که ، بر بیهودگیش ، سوگوار نباشم .بگذار که آن را من ، خود ، انتخاب کنم ، اما آن چنان که تو دوست داری ... دکتر علی شریعتی
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05 توسط مجید
|

+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05 توسط مجید
|

«جمیله کدیور» نماینده مجلس ششم، در یادداشتی به بهانه گزارش مرکز حفظ اندیشهها و افکار احمدینژاد که در آن رییسجمهوری «سقراط زمانه» خوانده شده بود، مطالبی را در نقد احمدینژاد قلمی کرده است.
وی در این یادداشت که در ضمیمه هفتگی امروز روزنامه «اعتماد» درج شده، نوشته: به نظر می رسد از آغاز پیروزی انقلاب تا به امروز هیچ گاه عرصه خبررسانی به اندازه این روزها محدود نبوده است. توقیف و پلمب ساختمان بازتاب پس از تعطیلی شرق و هممیهن و خبرگزاری کار نشان میدهد که دیگر عدم تحمل به مغز استخوان مجموعه حاکم رسیده است.
کدیور میافزاید: وقتی سایت بازتاب با پشتوانهای مثل محسن رضایی که هم دبیر مجمع تشخیص مصلحت است و هم فرمانده سپاه در دوران جنگ تحمیلی تحمل نمی شود، دیگران حساب شان روشن است. گویی اندک اندک نه به سوی جامعه تک صدایی که به سوی جامعه بی صدایی حرکت میکنیم. نخستین پرسشی که به نظر می رسد این است که آیا این حرکت محاسبه شده است؟ و آیا تصور بر این است که خاموش کردن صدای منتقدان مساوی عدم انتقاد در جامعه و رضایت خاطر همگان از روند امور خواهد بود؟
وی با اشاره به اینکه «به تازگی مشاور رئیس جمهور محترم گفته است که ایشان سقراط زمانه هستند»، نوشته: همه میدانند که سقراط خودش نقد را دامن می زد و خود مهمترین پرسشگر دوران و بلکه تاریخ اندیشه بود. چه اتفاقی افتاده است که نهادهای حاکم بر مقدرات این ملت، اینگونه سقراط زمانه، را کمتحمل نشان میدهند؟
این نماینده مجلس ششم در ادامه یادداشت خود آورده: اگر این سخنان درست نیست که نیست چگونه باید نقد و بررسی شود؟ از سویی در عرصه جهانی ادعای قدر قدرتی میکنند. میخواهند برای حل مشکلات جهان نسخه بنویسند. اصلاً دعوت می کنند که بیایید از ما یاد بگیرید. از سوی دیگر این قدر تنگ حوصله شدهاند که سخن انتقادی در چارچوب بازتاب و هم میهن و شرق و خبرگزاری کار را هم تحمل نمیکنند.
جمیله کدیور در ادامه میپرسد: آیا دولت نگران انتخابات مجلس هشتم است؟ تصور میکند با خاموش شدن صدای منتقدان عیوب و نارساییها پنهان میماند و فضا و فرصت برای «رایحه خوش خدمت» باز میشود؟ یعنی تصور میشود جامعه ما تا این حد از جریان امور غافل است که اگر صدای منتقد به گوشش نرسید، از کم و کیف امور بیاطلاع میماند؟
کدیور این مطلب را که با عنوان «جامعه بیصدایی» منتشر شده، چنین پایان داده است:« تجربه تشکیل یک امپراتوری مبتنی بر بیصدایی جامعه پیش روی ماست. چرا شوروی سقوط کرد؟ همه منتقدان که خاموش بودند. هیچ مقالهای در نقد حکومت منتشر نمیشد. کا گ ب نفس همه را گرفته بود. هیچ فکر کردهایم چرا این امپراتوری فرو ریخت؟» 
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05 توسط مجید
|

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
( دکتر علی شریعتی )
+
نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/04 توسط مجید
|

جمعي از دانشجويان دانشکده خبر با امضاي طوماری خطاب به سردار بهمن کارگر، معاون وظيفه عمومي ناجا در مورد امکان انتصاب افراد به مشاغل مديريتي بدون داشتن کارت پايان خدمت يا معافيت دائم از وي استعلام کرده اند.
امضاکنندگان اين نامه با اشاره به انتصاب «روحالله احمدزاده کرمانی»، خبرنگار سايت رجانيوز و همچنين از بستگان فياضي، مديرعامل خبرگزاري ايرنا به عنوان رئیس جدید دانشکده خبر و يا بيان اينکه وي از معافيت موقت تحصيلي استفاده ميکند خواهان رسيدگي به اين موضوع و برخورد قاطعانه با قانون شکني احتمالي از سوي دولتمردان نهم، از سوي معاونت وظيفه عمومي ناجا شده اند.
رئیس جدید دانشکده خبر متولد سال 1357 در شهر مشهد است. وی از دوستان نزدیک «مهرداد بذرپاش» رئیس سابق حوزه مشاوران جوان دولت نهم و از چهرههای مورد علاقه «محمود احمدینژاد» است که خود نیز از اعضای مشاوران جوان ریاست جمهوری محسوب میشود.
دانشکده خبر که در سال 76 همزمان با روی کار آمدن دولت اول «سیدمحمد خاتمی» تأسیس شد، زیر نظر خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) فعالیت میکند و حکم انتصاب احمدزاده کرمانی به سمت ریاست این دانشکده نیز به امضای «جلال فیاضی» رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی که از اقوام او نیز هست، صادر شده است.
وی فارغالتحصیل رشته علوم و معارف اسلامی از دانشگاه امام صادق و دانشجوی دوره دکترای رشته تحقیقات رسانه دانشگاه آزاد است.
وی در مدت دو هفتهای که از انتصابش به سمت جدید میگذرد، اقدام به جداسازی سلف غذاخوری دانشجویان دختر و پسر و نیز گالری عکس این دانشکده توسط پارتیشن نموده است. احمدزاده در عین حال سایت کامپیوتری دانشکده خبر را نیز به دو قسمت تقسیم و اعلام کرده که قصد دارد تا در آن «اتاق فکر» تشکیل دهد. !!!!
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03 توسط مجید
|

و شما :
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
و شما :
ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
و شما :
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...
پس از این مرا کمتر خواهید دید !! « دکتر علی شریعتی »
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/07/03 توسط مجید
|

ساختمان سايت خبري بازتاب به دستور بازپرس دادسراي کارکنان دولت پلمب شد.به دنبال شکايت نهاد رياست جمهوري از سايت بازتاب، پرونده اي براي اين سايت در دادسراي کارکنان دولت تشکيل و شعبه اول اين دادسرا مأمور رسيدگي به اين پرونده شد. گفتنی است، سایت بازتاب همچنین حدود هشت ماه است که بر اساس تصمیم کارگروه تعیین مصادیق سایت های غیر مجاز اینترنتی فیلتر شده است. راستش من هم دیدم که بازتاب از جمعه تا امروز آپدیت نشده بود ... حیف شد ! با اینکه جزو اصولگراها بود ولی خوب دست اصولگرایان ! را رو می کرد ... خوب ... پس دیگه خبری از سایت بازتاب رو نمی تونم کار کنم . همین !
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/01 توسط مجید
|

لازم دیدم که یادی از ۸ سال حماسه و عشق و ایثار کنم که اخلاص آن جایی برای باند بازی و جناح بازی و ریا و تملق این مقام و آن مقام نگذاشته بود ! خیلی ها معتقدند که اگر آن شهدای بزرگ ما الان حی و زنده بودند ابراز تردید می کردند نه بخاطر دفاع مردانه اشان ... بلکه بخاطر کسانی که الان حی و زنده اند! و نیز وضع اسف بار اقتصادی ایران عزیزمان ! و فقر پنهان و عیانی که دیگر شرف و ناموسی برای بعضی نگذاشته ... ( یاد سخنی از دکتر شریعتی افتادم که : شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند ) کجایند این حاکمان نظام ما ؟ آیا فکر لبنان و فلسطین و افغانستان و عراق و کره شمالی و بورکینافاسو و دهها کشور ریزه میزه بدبخت عالم بودن ثواب الهی داره یا مردم نجیب خودمان ؟ ریا و تملق که دیگه به عرش خود رسیده ! اما بشنوید از یکی از همین عروج کردگان پاک ما : در وصف خصایل اخلاقی «محمد»، همین بس که عموم مردم کردستان لقب «مسیح کردستان» را به او پیشکش کردهاند. محمد بروجردی ، علی رغم موقعیت درخشان و برجسته ای که در بین فرماندهان عالی رتبه نیروهای مسلح انقلاب اعم از ارتش و سپاه داشت، چنان کف نفس و تواضعی از خود بروز میداد که در بین تمامی رزم آوران جبهه های غرب و جنوب، اخلاص او زبانزد خاص و عام شده بود. با توجه به اینکه فرماندهی عالی جنگ در جبهه های شمال غرب و غرب کشور را بر عهده داشت، بارها مخبرین جراید و اکیپهای گزارشی رادیو و برای مصاحبه به سراغش می رفتند اما هر بار دست خالی بر گشتند. چرا که «مسیح کردستان»، همواره از دوربینهای تلویزیونی و میکروفونها گریزان بود.
یکی از دوستانش در این باره میگوید: سعی داشت گمنام باشد. سعی میکرد وجودش در جامعه مطرح نشود. معتقد بود که تمام اجر یک کار، در گمنامی عامل آن است. سخت اصرار داشت بر این گمنامی. یک بار که اکیپ فیلمبرداری تلویزیون غافلگیرانه از او فیلمبرداری کرد، مصرانه مانع از ادامه کارشان شد. می گفت: از من فیلمبرداری می کنید؟. بروید استغفار کنید... شما باید بروید از این بچه رزمنده ها که دارند می جنگند فیلم بگیرید...
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/07/01 توسط مجید
|
